juddering

[ایالات متحده]/ˈdʒʌdərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒʌdərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری judder، به معنای لرزیدن یا به شدت ارتعاش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

juddering noise

سر و صدای لرزان

juddering motion

حرکت لرزان

juddering sound

صدای لرزان

juddering stop

توقف لرزان

juddering car

ماشین لرزان

juddering brakes

ترمزهای لرزان

juddering engine

موتور لرزان

juddering wheels

چرخ‌های لرزان

juddering vibration

لرزش لرزان

juddering ride

رانندگی لرزان

جملات نمونه

the car was juddering as it drove over the bumpy road.

ماشین در حال لرزیدن بود هنگام رانندگی روی جاده ناهموار.

we could hear the juddering sound of the train approaching.

ما می‌توانستیم صدای لرزان قطار در حال نزدیک شدن را بشنویم.

his hands were juddering from the cold.

دست‌هایش از سرما می‌لرزیدند.

the engine started juddering, indicating a problem.

موتور شروع به لرزیدن کرد که نشان دهنده یک مشکل بود.

she felt the juddering of the floor as the heavy machinery operated.

او هنگام کارکرد ماشین‌آلات سنگین، لرزش زمین را احساس کرد.

the juddering of the bike made her nervous.

لرزش دوچرخه او را مضطرب کرد.

juddering can be a sign of mechanical failure.

لرزش می‌تواند نشانه‌ای از خرابی مکانیکی باشد.

he noticed a juddering sensation in the steering wheel.

او یک حس لرزان در فرمان متوجه شد.

the juddering motion of the roller coaster thrilled the riders.

حرکت لرزان قطار کوهستانی هیجان را در بین مسافران ایجاد کرد.

after the repair, the juddering stopped completely.

پس از تعمیر، لرزش به طور کامل متوقف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید