ladyfriends

[ایالات متحده]/ˈleɪdiˌfrɛndz/
[بریتانیا]/ˈleɪdiˌfrɛndz/

ترجمه

n. دوستان یا شریک‌های عاطفی زن (شکل جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

my ladyfriend

خانم دوست من

my ladyfriends

خانم‌های دوست من

her ladyfriends

خانم‌های دوست او

their ladyfriends

خانم‌های دوست آن‌ها

ladyfriends' night

شب خانم‌های دوست

meeting ladyfriends

جمع‌آوری خانم‌های دوست

with ladyfriends

همراه خانم‌های دوست

ladyfriends gathering

جمع‌آوری خانم‌های دوست

ladyfriends club

کلوب خانم‌های دوست

جملات نمونه

my ladyfriends and i go hiking every weekend to escape the city stress.

خانم‌دوستان من و من هر هفته به طبیعت می‌رویم تا از استرس شهر فراریم.

she introduced her new ladyfriends to the group at the party last night.

او خانم‌دوستان جدیدش را شب گذشته در جمع جشن تقدیم کرد.

the ladyfriends gathered at her apartment for a movie marathon night.

خانم‌دوستان در آپارتمانش جمع شدند تا شبی با فیلم‌های ماراتونی سپری کنند.

her ladyfriends threw her a surprise birthday party at the restaurant.

خانم‌دوستان او در رستوران یک جشن تولد مفاجاتی برایش برگزار کردند.

i often seek advice from my ladyfriends when facing difficult decisions.

من اغلب وقتی با تصمیمات دشوار مواجه می‌شوم، از خانم‌دوستانم مشورت می‌گیرم.

the ladyfriends meet for lunch every thursday to catch up on life.

خانم‌دوستان هر چهارشنبه برای ناهار می‌آیند تا در مورد زندگی‌شان به‌روزرسانی کنند.

she spends quality time with her ladyfriends every month at the spa.

او هر ماه در سالن گرمایش با خانم‌دوستانش وقت کیفی می‌گذراند.

my ladyfriends and i started a book club last month to read together.

خانم‌دوستان من و من ماه گذشته یک گروه کتاب‌خوانی را شروع کردیم تا با هم کتاب بخوانیم.

the ladyfriends laughed loudly while sharing stories at the coffee shop.

خانم‌دوستان در کافه با داستان‌هایشان خنده زیادی کردند.

i coordinating plans with my ladyfriends for the upcoming holiday weekend.

من با خانم‌دوستانم برای روزهای تعطیل آینده برنامه‌ریزی می‌کنم.

the ladyfriends decided to try that new restaurant everyone is talking about.

خانم‌دوستان تصمیم گرفتند آن رستوران جدید را امتحان کنند که همه در موردش صحبت می‌کنند.

my ladyfriends signed up for a cooking class together to learn new recipes.

خانم‌دوستان من با هم برای یک کلاس پخت‌و‌پزی ثبت‌نام کردند تا دستورات جدید یاد بگیرند.

the ladyfriends are planning a weekend getaway to the beach next month.

خانم‌دوستان برای یک سفر ایام پایان هفته به ساحل در ماه آینده برنامه‌ریزی می‌کنند.

she often vents to her ladyfriends about work stress after a long day.

او پس از یک روز طولانی، اغلب در مورد استرس کار به خانم‌دوستانش گریه می‌کند.

my ladyfriends and i take turns hosting dinner parties at our homes.

خانم‌دوستان من و من نوبت‌به‌نوبت جشن‌های عصر در خانه‌هایمان می‌پذیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید