laste

[ایالات متحده]/lɑːst/
[بریتانیا]/læst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حالت گذشته و حالت گذشته پرداختن به "last"؛ ادامه دادن به مدت یا وجود داشتن تا زمان خاصی
شکل‌های واژه
جمعlastes

عبارات و ترکیب‌ها

lasted long

مدت زیادی طول کشید

جملات نمونه

i saw him last night

من او را شب گذشته دیدم

this is the last opportunity

این آخرین فرصت است

the movie lasted two hours

فیلم دو ساعت طول کشید

at last, the rain stopped

در نهایت، باران متوقف شد

make it last forever

آن را برای همیشه ادامه ده

he was the last person i expected

او آخرین شخصی بود که انتظار می‌رفت

last but not least, she spoke

آخرین اما نه آخر، او صحبت کرد

in the last decade, technology advanced

در دهه گذشته، فناوری پیشرفت کرد

these flowers won't last long

این گل‌ها زیاد طول نمی‌کشند

the last train leaves at midnight

آخرین قطار در ساعت میانه‌شب حرکت می‌کند

i haven't seen her since last year

از سال گذشته آن را ندیده‌ام

last summer was very hot

تابستان گذشته بسیار گرم بود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید