long-bodied snake
سگ ابری
long-bodied creature
موجود ابری
a long-bodied form
یک شکل ابری
long-bodied and sleek
ابری و لطیف
becoming long-bodied
در حال شدن ابری
long-bodied design
طراحی ابری
remarkably long-bodied
به طور ملحوظی ابری
long-bodied style
سبک ابری
long-bodied shape
شکل ابری
inherently long-bodied
به طور ذاتی ابری
the long-bodied snake slithered through the tall grass.
زخمهای با بدن طولانی از طریق گیاهان بلند لغزید.
we admired the long-bodied cat curled up asleep on the sofa.
ما به گربهای با بدن طولانی که روی چرخهای خوابیده بود، خوشبین بودیم.
the artist depicted a long-bodied figure in the painting.
هنرمند یک شخصیت با بدن طولانی را در نقاشی نشان داد.
the long-bodied insect was difficult to identify.
پشهای با بدن طولانی شناسایی آن دشوار بود.
the long-bodied fish swam gracefully in the aquarium.
ماهیای با بدن طولانی به زیبایی در آکواریوم پлавانی میکرد.
he described the creature as having a long-bodied form.
او آن موجود را به عنوان چیزی با شکل بدن طولانی توصیف کرد.
the long-bodied plant climbed the trellis with ease.
گیاهی با بدن طولانی به راحتی روی تکیهگاه بالا میرفت.
the sculptor created a statue of a long-bodied dancer.
تندیسساز یک مجسمه از یک رقصنده با بدن طولانی ایجاد کرد.
the long-bodied larva burrowed into the soil.
خزهای با بدن طولانی در خاک حفر کرد.
the long-bodied millipede moved quickly across the pavement.
ملخهای چندهری با بدن طولانی به سرعت از روی پیادهرو حرکت میکردند.
the author used vivid language to describe the long-bodied alien.
نویسنده از زبانی زنده برای توصیف موجود نجس با بدن طولانی استفاده کرد.
long-bodied snake
سگ ابری
long-bodied creature
موجود ابری
a long-bodied form
یک شکل ابری
long-bodied and sleek
ابری و لطیف
becoming long-bodied
در حال شدن ابری
long-bodied design
طراحی ابری
remarkably long-bodied
به طور ملحوظی ابری
long-bodied style
سبک ابری
long-bodied shape
شکل ابری
inherently long-bodied
به طور ذاتی ابری
the long-bodied snake slithered through the tall grass.
زخمهای با بدن طولانی از طریق گیاهان بلند لغزید.
we admired the long-bodied cat curled up asleep on the sofa.
ما به گربهای با بدن طولانی که روی چرخهای خوابیده بود، خوشبین بودیم.
the artist depicted a long-bodied figure in the painting.
هنرمند یک شخصیت با بدن طولانی را در نقاشی نشان داد.
the long-bodied insect was difficult to identify.
پشهای با بدن طولانی شناسایی آن دشوار بود.
the long-bodied fish swam gracefully in the aquarium.
ماهیای با بدن طولانی به زیبایی در آکواریوم پлавانی میکرد.
he described the creature as having a long-bodied form.
او آن موجود را به عنوان چیزی با شکل بدن طولانی توصیف کرد.
the long-bodied plant climbed the trellis with ease.
گیاهی با بدن طولانی به راحتی روی تکیهگاه بالا میرفت.
the sculptor created a statue of a long-bodied dancer.
تندیسساز یک مجسمه از یک رقصنده با بدن طولانی ایجاد کرد.
the long-bodied larva burrowed into the soil.
خزهای با بدن طولانی در خاک حفر کرد.
the long-bodied millipede moved quickly across the pavement.
ملخهای چندهری با بدن طولانی به سرعت از روی پیادهرو حرکت میکردند.
the author used vivid language to describe the long-bodied alien.
نویسنده از زبانی زنده برای توصیف موجود نجس با بدن طولانی استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید