make-up

[ایالات متحده]/ˈmeɪk.ʌp/
[بریتانیا]/ˈmeɪk.ʌp/

ترجمه

n. لوازم آرایش؛ امتحان ارزیابی (آمریکایی)؛ شخصیت؛ رفتار؛ ساختار؛ ترکیب؛ حروف‌چینی

عبارات و ترکیب‌ها

make-up artist

آرایشگر

make-up lesson

درس جبرانی

make-up exam

امتحان جبرانی

make-up application

درخواست جبرانی

do make-up

آرایش کردن

جملات نمونه

she decided to make-up for missing the party by bringing flowers.

او تصمیم گرفت با آوردن گل‌ها جبران غیبت در مهمانی را کند.

the team needs to make-up ground if they want to win the championship.

تیم باید عقب‌ماندن را جبران کند اگر می‌خواهد قهرمان شود.

the artist used special effects to make-up the film scene.

هنرمند از جلوه‌های ویژه برای ساخت صحنه فیلم استفاده کرد.

she always wears natural make-up to enhance her features.

او همیشه آرایش طبیعی می‌زند تا ویژگی‌های خود را برجسته کند.

she carefully applied her make-up before the important meeting.

او قبل از جلسه مهم آرایش خود را با دقت انجام داد.

they need to make-up the lost time after the delay.

آنها باید زمان از دست رفته را پس از تاخیر جبران کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید