mortared brick
آجر ملاتکاری شده
mortared wall
دیوار ملاتکاری شده
mortared joint
درز ملاتکاری شده
mortared stone
سنگ ملاتکاری شده
mortared joints
درزهای ملاتکاری شده
mortared structure
ساختار ملاتکاری شده
mortared masonry
دیوارسازی ملاتکاری شده
mortared blocks
بلوکهای ملاتکاری شده
mortared foundation
پایه ملاتکاری شده
mortared arch
طاق ملاتکاری شده
the bricks were mortared together to form a sturdy wall.
آجرها با استفاده از ملات به هم متصل شدند تا یک دیوار محکم ایجاد شود.
after the foundation was laid, the stones were carefully mortared.
پس از ساختن فونداسیون، سنگها با دقت با ملات به هم چسبانده شدند.
the ancient ruins featured mortared stones that have stood the test of time.
آثار باستانی دارای سنگهای ملاتی بودند که در طول زمان دوام آوردهاند.
he learned how to properly mortar tiles for the bathroom renovation.
او یاد گرفت که چگونه برای بازسازی حمام، کاشیها را به درستی با ملات بچسباند.
the artisan mortared the decorative stones with great skill.
هنرمند با مهارت فراوان سنگهای تزئینی را با ملات به هم چسباند.
they decided to mortar the bricks to ensure better insulation.
آنها تصمیم گرفتند آجرها را با ملات به هم بچسبانند تا عایقبندی بهتری حاصل شود.
the contractor mortared the new extension to match the existing structure.
پیمانکار برای مطابقت با ساختار موجود، بخش جدید را با ملات به هم چسباند.
mortared joints can prevent water from seeping into the walls.
اتصالات ملات میتوانند از نفوذ آب به دیوارها جلوگیری کنند.
she watched as the workers mortared the stones into place.
او تماشا کرد که کارگران سنگها را در جای خود با ملات به هم چسباندند.
the old chimney needed to be mortared to restore its stability.
شومینه قدیمی نیاز به ملات داشت تا پایداری آن بازگردانده شود.
mortared brick
آجر ملاتکاری شده
mortared wall
دیوار ملاتکاری شده
mortared joint
درز ملاتکاری شده
mortared stone
سنگ ملاتکاری شده
mortared joints
درزهای ملاتکاری شده
mortared structure
ساختار ملاتکاری شده
mortared masonry
دیوارسازی ملاتکاری شده
mortared blocks
بلوکهای ملاتکاری شده
mortared foundation
پایه ملاتکاری شده
mortared arch
طاق ملاتکاری شده
the bricks were mortared together to form a sturdy wall.
آجرها با استفاده از ملات به هم متصل شدند تا یک دیوار محکم ایجاد شود.
after the foundation was laid, the stones were carefully mortared.
پس از ساختن فونداسیون، سنگها با دقت با ملات به هم چسبانده شدند.
the ancient ruins featured mortared stones that have stood the test of time.
آثار باستانی دارای سنگهای ملاتی بودند که در طول زمان دوام آوردهاند.
he learned how to properly mortar tiles for the bathroom renovation.
او یاد گرفت که چگونه برای بازسازی حمام، کاشیها را به درستی با ملات بچسباند.
the artisan mortared the decorative stones with great skill.
هنرمند با مهارت فراوان سنگهای تزئینی را با ملات به هم چسباند.
they decided to mortar the bricks to ensure better insulation.
آنها تصمیم گرفتند آجرها را با ملات به هم بچسبانند تا عایقبندی بهتری حاصل شود.
the contractor mortared the new extension to match the existing structure.
پیمانکار برای مطابقت با ساختار موجود، بخش جدید را با ملات به هم چسباند.
mortared joints can prevent water from seeping into the walls.
اتصالات ملات میتوانند از نفوذ آب به دیوارها جلوگیری کنند.
she watched as the workers mortared the stones into place.
او تماشا کرد که کارگران سنگها را در جای خود با ملات به هم چسباندند.
the old chimney needed to be mortared to restore its stability.
شومینه قدیمی نیاز به ملات داشت تا پایداری آن بازگردانده شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید