nonphysically

[ایالات متحده]/nɒnˈfɪzɪkli/
[بریتانیا]/nɑːnˈfɪzɪkli/

ترجمه

adv. به نحوی که فیزیکی نیست؛ بدون جنبه‌های فیزیکی؛ از نظر فیزیک نبود؛ غیرفیزیکی (non-physically)

جملات نمونه

the concept was explained nonphysically through diagrams.

این مفهوم به‌طور غیرفیزیکی از طریق نمودارها توضیح داده شد.

she communicated nonphysically using sign language.

او با استفاده از زبان اشاره به‌طور غیرفیزیکی ارتباط برقرار کرد.

the damage was nonphysically induced through psychological means.

آسیب از طریق روش‌های روانشناختی به‌طور غیرفیزیکی ایجاد شد.

they interacted nonphysically in the virtual environment.

آن‌ها به‌طور غیرفیزیکی در محیط مجازی با یکدیگر تعامل داشتند.

the influence operated nonphysically on the subject's behavior.

این تأثیر به‌طور غیرفیزیکی بر رفتار موضوع اثر می‌گذاشت.

his presence was felt nonphysically throughout the room.

حضور او به‌طور غیرفیزیکی در سراسر اتاق احساس می‌شد.

the connection between them was nonphysically established.

ارتباط بین آن‌ها به‌طور غیرفیزیکی برقرار شد.

the force acted nonphysically on the objects.

این نیرو به‌طور غیرفیزیکی بر اشیاء تأثیر می‌گذاشت.

the trauma affected her nonphysically for years.

این ضربه روحی سال‌ها او را به‌طور غیرفیزیکی تحت تأثیر قرار داد.

the bond between mother and child exists nonphysically.

پیوند بین مادر و کودک به‌طور غیرفیزیکی وجود دارد.

the message was transmitted nonphysically across distances.

پیام به‌طور غیرفیزیکی در فواصل دور ارسال شد.

their relationship was defined nonphysically by shared values.

رابطه آن‌ها به‌طور غیرفیزیکی با ارزش‌های مشترک تعریف می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید