pent-up

[ایالات متحده]/ˌpentˈʌp/
[بریتانیا]/ˌpentˈʌp/

ترجمه

adj. مهار شده یا سرکوب شده؛ محدود به یک فضای کوچک یا محصور؛ عقب نگه داشته شده یا انباشته شده (به ویژه احساسات)

عبارات و ترکیب‌ها

pent-up anger

خشم فروخورده

pent-up frustration

ناامیدی فروخورده

pent-up energy

انرژی فروخورده

pent-up demand

تقاضای فروخورده

pent-up tension

احساس فشار فروخورده

releasing pent-up

آزاد کردن احساسات فروخورده

pent-up emotions

احساسات فروخورده

pent-up pressure

فشار فروخورده

dealing with pent-up

مقابله با احساسات فروخورده

جملات نمونه

she released her pent-up frustration on the punching bag.

او سرخوردگی انباشته خود را روی کیسه بوکس آزاد کرد.

after weeks of travel restrictions, there was a pent-up demand for flights.

پس از هفته‌ها محدودیت‌های سفر، تقاضای انباشته‌ای برای پرواز وجود داشت.

he had a pent-up desire to travel the world.

او میل انباشته‌ای برای سفر در سراسر جهان داشت.

the team unleashed their pent-up energy in the final minutes of the game.

تیم انرژی انباشته خود را در دقایق پایانی بازی آزاد کرد.

years of pent-up anger finally boiled over.

سال‌ها خشم انباشته بالاخره به جوش آمد.

the children had pent-up excitement about the upcoming holiday.

کودکان هیجان انباشته‌ای در مورد تعطیلات آینده داشتند.

he expressed his pent-up feelings through his artwork.

او احساسات انباشته خود را از طریق آثار هنری خود بیان کرد.

the city experienced a pent-up need for affordable housing.

شهر با نیاز انباشته به مسکن مقرون به صرفه مواجه بود.

the band channeled their pent-up emotions into their music.

گروه احساسات انباشته خود را به موسیقی خود هدایت کرد.

there was a pent-up tension in the room before the announcement.

قبل از اعلام، تنش انباشته‌ای در اتاق وجود داشت.

she let out a pent-up sigh of relief.

او یک آه انباشته از رهایی سر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید