playeds

[ایالات متحده]/pleɪdz/
[بریتانیا]/pleɪdz/

ترجمه

v. لذت بردن یا شرکت در فعالیت‌های تفریحی (گذراز زمان play)؛ اجرا کردن روی یک ابزار موسیقی (گذراز زمان play)؛ عمل کردن دستگاهی برای نمایش یا شنیدن چیزی (گذراز زمان play)؛ شرکت در یک رقابت یا ورزش (گذراز زمان play)

عبارات و ترکیب‌ها

played out

در گذشته اجرا شده

played down

کاهش دادن

played by

به وسیله

played up

افزایش دادن

played with

با

has played

در گذشته بازی کرده است

played the

بازی کردن با

جملات نمونه

he playeds video games all weekend long.

او تمام روزهای انتهای هفته بازی ویدئویی کرد.

the children playeds hide and seek in the park.

کودکان در پارک بازی گم شدن و جستجو کردند.

she playeds the piano beautifully at the concert.

او در کنسرت زیبایی با پیانو بازی کرد.

they playeds basketball against their rivals yesterday.

آنها دیروز در برابر رقبایشان بازی بسکتبال کردند.

the team playeds their best strategy to win the championship.

تیم استراتژی بهتر خود را برای پیروزی در جام اجرا کرد.

he playeds pranks on his friends during the party.

او در حین جشن با دوستانش کلاه گذاشتن کرد.

the actor playeds the role of a hero in the movie.

بازیگر نقش یک قهرمان در فیلم اجرا کرد.

she playeds hard to get his attention.

او سخت بازی کرد تا توجه او را جلب کند.

the company playeds a key role in the project development.

شرکت نقش کلیدی در توسعه پروژه داشت.

they playeds with their puppy in the backyard.

آنها با گربه کوچکشان در بازگوی خانه بازی کردند.

the musician playeds jazz music at the festival.

موسیقی دان در جشن موسیقی جاز بازی کرد.

she playeds cards with her grandparents every sunday.

او هر روز یکشنبه با پدربزرگ و مادر بزرگش بازی کارت می‌کرد.

the dog playeds fetch with its owner on the beach.

سگ با مالکش روی پля� بازی گرفتن و پرتاب کردن را انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید