pluckiness

[ایالات متحده]/ˈplʌki.nəs/
[بریتانیا]/ˈplʌki.nəs/

ترجمه

n. کیفیت شجاعت و اصرار؛ روحیه.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

pluckiness required

خودپسندی مورد نیاز است

show pluckiness

خودپسندی نشان دهید

lack pluckiness

خودپسندی نداشته باشید

his pluckiness

خودپسندی او

her pluckiness

خودپسندی او

pluckiness test

آزمون خودپسندی

pluckiness pays

خودپسندی پرداخت می کند

pluckiness counts

خودپسندی شمارش می شود

true pluckiness

خودپسندی واقعی

pluckiness wins

خودپسندی برنده می شود

جملات نمونه

the soldier's pluckiness in battle inspired his comrades.

شجاعت سرباز در جنگ همکارانش را الهام بخشید.

her pluckiness helped her overcome the obstacles.

شجاعت او کمک کرد تا موانع را غلبه کند.

the team's pluckiness led them to victory.

شجاعت تیم آنها را به پیروزی رساند.

his pluckiness was evident when he faced the challenge.

شجاعت او وقتی با چالش مواجه شد واضح بود.

we need more pluckiness to deal with this crisis.

برای مقابله با این بحران نیاز به شجاعت بیشتری داریم.

the young entrepreneur showed remarkable pluckiness.

کسب و کارگذار جوان شجاعت بسیاری نشان داد.

her pluckiness in negotiations impressed everyone.

شجاعت او در مذاکرات همه را در جذب قرار داد.

the pluckiness of the refugees was admirable.

شجاعت مهاجران قابل تحسین بود.

his pluckiness in standing up for his beliefs was noted.

شجاعت او در حمایت از باورهایش توجه شد.

the company's pluckiness during the recession was praiseworthy.

شجاعت شرکت در اقتصاد کاهشی قابل ستایش بود.

despite his fear, he showed great pluckiness.

در این با وجود ترس، او شجاعت زیادی نشان داد.

the pluckiness she displayed during the emergency was inspiring.

شجاعتی که او در این بحران نشان داد الهام بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید