pottered

[ایالات متحده]/ˈpɒtəd/
[بریتانیا]/ˈpɑːtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور تنبل کار کردن یا به طور بی هدف حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pottered around

گشت و گذار کرد

pottered about

گشت و گذار کرد

pottered off

سر به راه رفت

pottered home

به خانه رفت

pottered outside

بیرون گشت و گذار کرد

pottered away

دور شد

pottered in

وارد شد

pottered through

از میان عبور کرد

pottered along

همراه با قدم زدن

pottered together

با هم گشت و گذار کردند

جملات نمونه

she pottered around the garden, planting new flowers.

او در باغ مشغول گشتن و کاشتن گل‌های جدید بود.

he spent the afternoon pottering in his workshop.

او بعد از ظهر در کارگاه خود مشغول گشتن بود.

they pottered about the house, tidying up before guests arrived.

آنها در خانه مشغول گشتن و مرتب کردن وسایل قبل از رسیدن مهمانان بودند.

after breakfast, i pottered over to the local market.

بعد از صبحانه، من برای خرید به بازار محلی رفتم.

on weekends, she loves to potter around the city.

در آخر هفته‌ها، او عاشق گشتن در شهر است.

he pottered with his model trains for hours.

او ساعت‌ها با قطارهای مدل خود مشغول گشتن بود.

they pottered through the museum, admiring the exhibits.

آنها با تحسین، از موزه‌ها عبور کردند.

she pottered in the kitchen, experimenting with new recipes.

او در آشپزخانه مشغول گشتن و آزمایش دستور العمل‌های جدید بود.

he enjoys pottering in the garage, fixing old bikes.

او از گشتن در گاراژ و تعمیر دوچرخه‌های قدیمی لذت می‌برد.

we spent the day pottering around the beach.

ما روز را در ساحل گذراندیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید