the architect used graph paper to quadriller the floor plan.
معمار برای ترسیم نقشه زمین، کاغذ گراف را استفاده کرد.
artists quadriller their sketches to maintain proper proportions.
هنرمندان برای حفظ نسبتهای مناسب، ترسیمهای خود را با خطوط موازی میکشند.
the military decided to quadriller the disputed territory for better control.
نیروی نظامی تصمیم گرفت تا منطقه متنازع را با خطوط موازی تقسیم کند تا کنترل بهتری داشته باشد.
she carefully quadriller the drawing with parallel lines.
او با خطوط موازی به دقت ترسیم را با خطوط موازی میکشد.
the urban planner will quadriller the new development area.
برنامهریز شهری قصد دارد منطقه توسعهی جدید را با خطوط موازی تقسیم کند.
the surveyor decided to quadriller the land before construction.
میاسکگر تصمیم گرفت قبل از ساخت، زمین را با خطوط موازی تقسیم کند.
children learn to quadriller in mathematics class using graph paper.
دانشآموزان در کلاس ریاضی یاد میگیرند که چگونه با کاغذ گراف خطوط موازی رسم کنند.
the designer decided to quadriller the fabric pattern.
طراح تصمیم گرفت الگوی پارچه را با خطوط موازی تقسیم کند.
engineers quadriller the blueprint to calculate areas precisely.
مهندسان با خطوط موازی نقشهی ساختمان را تقسیم میکنند تا به طور دقیق مساحتها را محاسبه کنند.
the cartographer will quadriller the topographic map.
نقشهبردار قصد دارد نقشهی توپوگرافی را با خطوط موازی تقسیم کند.
they quadriller the document for easy reference.
آنها مدرک را با خطوط موازی تقسیم کردند تا مراجعه به آن راحتتر باشد.
the architect used graph paper to quadriller the floor plan.
معمار برای ترسیم نقشه زمین، کاغذ گراف را استفاده کرد.
artists quadriller their sketches to maintain proper proportions.
هنرمندان برای حفظ نسبتهای مناسب، ترسیمهای خود را با خطوط موازی میکشند.
the military decided to quadriller the disputed territory for better control.
نیروی نظامی تصمیم گرفت تا منطقه متنازع را با خطوط موازی تقسیم کند تا کنترل بهتری داشته باشد.
she carefully quadriller the drawing with parallel lines.
او با خطوط موازی به دقت ترسیم را با خطوط موازی میکشد.
the urban planner will quadriller the new development area.
برنامهریز شهری قصد دارد منطقه توسعهی جدید را با خطوط موازی تقسیم کند.
the surveyor decided to quadriller the land before construction.
میاسکگر تصمیم گرفت قبل از ساخت، زمین را با خطوط موازی تقسیم کند.
children learn to quadriller in mathematics class using graph paper.
دانشآموزان در کلاس ریاضی یاد میگیرند که چگونه با کاغذ گراف خطوط موازی رسم کنند.
the designer decided to quadriller the fabric pattern.
طراح تصمیم گرفت الگوی پارچه را با خطوط موازی تقسیم کند.
engineers quadriller the blueprint to calculate areas precisely.
مهندسان با خطوط موازی نقشهی ساختمان را تقسیم میکنند تا به طور دقیق مساحتها را محاسبه کنند.
the cartographer will quadriller the topographic map.
نقشهبردار قصد دارد نقشهی توپوگرافی را با خطوط موازی تقسیم کند.
they quadriller the document for easy reference.
آنها مدرک را با خطوط موازی تقسیم کردند تا مراجعه به آن راحتتر باشد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now