rakishness

[ایالات متحده]/ˈreɪkɪʃnəs/
[بریتانیا]/ˈreɪkɪʃnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن سبک، خوشحال یا آزادانه در رفتار یا ظاهر؛ کیفیت یا حالت بودن فاسق، خودسر یا محدودیت اخلاقی نداشتن.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

he wore his hat at a jaunty angle, displaying a certain rakishness that charmed everyone in the room.

او کلاه خود را با زاویه‌ای جنکی روی سر گذاشته بود و چنین چیزی که باعث جذب همه افراد در اتاق می‌شد.

the sailboat moved across the water with elegant rakishness, its mast cutting against the sky.

کشتی بادکش با یک زیبایی و جنکی از روی آب حرکت می‌کرد و میله‌اش در مقابل آسمان قطع می‌شد.

she walked into the party with rakishness and confidence, turning heads with every step.

او با جنکی و اعتماد به نفسی وارد پارتو شد و با هر گامی سر دیگران را به سمت خود می‌چرخاند.

the old detective's rakishness of manner made him seem younger than his years.

جنکی در رفتار دزدگرد قدیمی باعث می‌شد که او جوان‌تر از سن خود به نظر برسد.

there was an unmistakable rakishness in his smile that suggested mischief and good humor.

خنده‌اش یک جنکی غیرقابل اشتباه داشت که نشان‌دهنده‌ی شوخی و خوش‌رویی بود.

the architecture of the building had a playful rakishness that set it apart from the others.

معماری ساختمان یک جنکی بازیگوش داشت که آن را از دیگران متمایز می‌کرد.

despite his age, he maintained a youthful rakishness of spirit that endeared him to friends.

با وجود سن خود، او یک جنکی جوانانه روحی داشت که دوستانش را به او جذب می‌کرد.

the captain's rakishness of bearing earned him the respect and admiration of his crew.

جنکی در حمل و نقل کپیتان باعث شد که از طرف خدمتکارانش احترام و تحسین یابد.

he tilted his hat at an angle of deliberate rakishness, creating an air of mystery.

او کلاه خود را با زاویه‌ای جنکی قصد داشت که هوای اسرارآمیزی ایجاد می‌کرد.

her rakishness in dress suggested a free spirit who followed no one's rules but her own.

جنکی در لباس‌پوشی او نشان‌دهنده‌ی روحی آزاد بود که قوانین هیچ‌کسی را جز خودش دنبال نمی‌کرد.

the character's rakishness was perfectly balanced with genuine kindness and compassion.

جنکی شخصیت با خوبیت و مهربانی واقعی به طور کامل تعادل داشت.

there was something irresistible about the rakishness with which he performed the simple act of greeting.

چیزی جذب‌کننده‌ای در جنکی وجود داشت که با آن عمل ساده‌ی درود را انجام می‌داد.

his poetry captured the rakishness and romance of a bygone era with perfect precision.

شعرش جنکی و عاشقانه‌ی دوران گذشته را با دقت کامل به خوبی ثبت کرده بود.

the painter infused his portrait with a subtle rakishness that made the subject seem alive with possibility.

نقاش جنکی نهایتاً در نقاشی‌اش را به چهره‌ی مورد نظر اضافه کرد که باعث می‌شد موضوع به نظر برسد که با امکانات زیادی پر از امکانات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید