reaccept applications
دریافت مجدد درخواستها
will reaccept
مجدداً پذیرش خواهد کرد
reaccepting members
پذیرش مجدد اعضا
reaccepted offer
پیشنهاد مجدداً پذیرفته شده
reaccept the bid
حراج مجدداً پذیرفته شود
should reaccept
باید مجدداً پذیرش کند
reaccepting proposals
دریافت مجدد پیشنهادات
reaccepting students
پذیرش مجدد دانشجویان
reaccepting claims
تأیید مجدد ادعاها
reaccepting applications
دریافت مجدد درخواستها
the company decided to reaccept returned merchandise within 30 days.
شرکت تصمیم گرفت کالاهای برگشتی را ظرف 30 روز دوباره بپذیرد.
we will reaccept applications for the scholarship next month.
ما درخواستهای بورسیه را ماه آینده دوباره میپذیریم.
the university might reaccept students who withdrew previously.
ممکن است دانشگاه دانشجویانی را که قبلاً انصراف گرفته بودند، دوباره بپذیرد.
do you think they will reaccept him into the team?
فکر میکنید آنها او را دوباره در تیم بپذیرند؟
the city council voted to reaccept the grant proposal.
شورای شهر به تصویب دوباره پیشنهاد کمک مالی رای داد.
it's unlikely they'll reaccept the offer after their counter-proposal.
احتمال ندارد آنها پیشنهاد را پس از پیشنهاد متقابل خود دوباره بپذیرند.
the museum will reaccept submissions for the photography contest.
موزه دوباره آثار ارسالی برای مسابقه عکاسی را میپذیرد.
we need to reaccept orders placed before the system update.
ما باید سفارشهایی را که قبل از بهروزرسانی سیستم ثبت شدهاند، دوباره بپذیریم.
the board agreed to reaccept the revised business plan.
هیئتمدیره با پذیرش دوباره طرح تجاری اصلاحشده موافقت کرد.
will the government reaccept refugees fleeing the conflict?
آیا دولت پناهندگان در حال فرار از درگیری را دوباره میپذیرد؟
the software team will reaccept bug reports submitted last week.
تیم نرمافزار گزارشهای اشکالات ارسالی هفته گذشته را دوباره میپذیرد.
reaccept applications
دریافت مجدد درخواستها
will reaccept
مجدداً پذیرش خواهد کرد
reaccepting members
پذیرش مجدد اعضا
reaccepted offer
پیشنهاد مجدداً پذیرفته شده
reaccept the bid
حراج مجدداً پذیرفته شود
should reaccept
باید مجدداً پذیرش کند
reaccepting proposals
دریافت مجدد پیشنهادات
reaccepting students
پذیرش مجدد دانشجویان
reaccepting claims
تأیید مجدد ادعاها
reaccepting applications
دریافت مجدد درخواستها
the company decided to reaccept returned merchandise within 30 days.
شرکت تصمیم گرفت کالاهای برگشتی را ظرف 30 روز دوباره بپذیرد.
we will reaccept applications for the scholarship next month.
ما درخواستهای بورسیه را ماه آینده دوباره میپذیریم.
the university might reaccept students who withdrew previously.
ممکن است دانشگاه دانشجویانی را که قبلاً انصراف گرفته بودند، دوباره بپذیرد.
do you think they will reaccept him into the team?
فکر میکنید آنها او را دوباره در تیم بپذیرند؟
the city council voted to reaccept the grant proposal.
شورای شهر به تصویب دوباره پیشنهاد کمک مالی رای داد.
it's unlikely they'll reaccept the offer after their counter-proposal.
احتمال ندارد آنها پیشنهاد را پس از پیشنهاد متقابل خود دوباره بپذیرند.
the museum will reaccept submissions for the photography contest.
موزه دوباره آثار ارسالی برای مسابقه عکاسی را میپذیرد.
we need to reaccept orders placed before the system update.
ما باید سفارشهایی را که قبل از بهروزرسانی سیستم ثبت شدهاند، دوباره بپذیریم.
the board agreed to reaccept the revised business plan.
هیئتمدیره با پذیرش دوباره طرح تجاری اصلاحشده موافقت کرد.
will the government reaccept refugees fleeing the conflict?
آیا دولت پناهندگان در حال فرار از درگیری را دوباره میپذیرد؟
the software team will reaccept bug reports submitted last week.
تیم نرمافزار گزارشهای اشکالات ارسالی هفته گذشته را دوباره میپذیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید