respited from work
از کار استراحت کرده
briefly respited
به طور خلاصه استراحت کرده
respited moment
لحظه استراحت
respited peace
آرامش استراحت
they respited
آنها استراحت کردند
respiting herself
خود را استراحت میدهد
respited slightly
کمی استراحت کرده
respited now
حالا استراحت کرده
he respited then
او آن زمان استراحت کرد
respited and calm
استراحت کرده و آرام
the city respited from the storm's fury for a few hours.
شهر از خشم طوفان برای چند ساعت آسوده شد.
she respited from her studies to enjoy a cup of tea.
او برای لذت بردن از یک فنجان چای از تحصیلات خود دست کشید.
the patient respited slightly after the medication took effect.
بیمار پس از اثرگذاری دارو کمی بهبود یافت.
the team respited from intense training for the weekend.
تیم برای آخر هفته از تمرینات شدید دست کشید.
the market respited from further declines after the announcement.
بازار پس از اعلامیه از کاهش بیشتر خودداری کرد.
the soldiers respited from battle to rest and resupply.
سربازان برای استراحت و تدارکات از نبرد دست کشیدند.
the company respited from layoffs thanks to increased profits.
شرکت به لطف افزایش سود از تعدیل نیروها دست نکشید.
he respited from his busy schedule to attend the wedding.
او برای شرکت در عروسی از برنامه شلوغ خود دست کشید.
the volcano respited from erupting for several years.
آتشفشان برای چندین سال از فوران خودداری کرد.
the economy respited from recession with a surge in growth.
اقتصاد با افزایش رشد از رکود دست کشید.
the argument respited briefly before escalating again.
بحث به طور خلاصه قبل از تشدید مجدد آرام گرفت.
respited from work
از کار استراحت کرده
briefly respited
به طور خلاصه استراحت کرده
respited moment
لحظه استراحت
respited peace
آرامش استراحت
they respited
آنها استراحت کردند
respiting herself
خود را استراحت میدهد
respited slightly
کمی استراحت کرده
respited now
حالا استراحت کرده
he respited then
او آن زمان استراحت کرد
respited and calm
استراحت کرده و آرام
the city respited from the storm's fury for a few hours.
شهر از خشم طوفان برای چند ساعت آسوده شد.
she respited from her studies to enjoy a cup of tea.
او برای لذت بردن از یک فنجان چای از تحصیلات خود دست کشید.
the patient respited slightly after the medication took effect.
بیمار پس از اثرگذاری دارو کمی بهبود یافت.
the team respited from intense training for the weekend.
تیم برای آخر هفته از تمرینات شدید دست کشید.
the market respited from further declines after the announcement.
بازار پس از اعلامیه از کاهش بیشتر خودداری کرد.
the soldiers respited from battle to rest and resupply.
سربازان برای استراحت و تدارکات از نبرد دست کشیدند.
the company respited from layoffs thanks to increased profits.
شرکت به لطف افزایش سود از تعدیل نیروها دست نکشید.
he respited from his busy schedule to attend the wedding.
او برای شرکت در عروسی از برنامه شلوغ خود دست کشید.
the volcano respited from erupting for several years.
آتشفشان برای چندین سال از فوران خودداری کرد.
the economy respited from recession with a surge in growth.
اقتصاد با افزایش رشد از رکود دست کشید.
the argument respited briefly before escalating again.
بحث به طور خلاصه قبل از تشدید مجدد آرام گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید