runtime

[ایالات متحده]/ˈrʌntaɪm/
[بریتانیا]/ˈrʌntaɪm/

ترجمه

n. مدتی که یک برنامه یا سیستم در حال اجرا است.

عبارات و ترکیب‌ها

runtime error

خطای زمان اجرا

runtime environment

محیط زمان اجرا

runtime cost

هزینه زمان اجرا

runtime analysis

تجزیه و تحلیل زمان اجرا

runtime speed

سرعت زمان اجرا

runtime duration

مدت زمان اجرا

runtime state

وضعیت زمان اجرا

runtime limit

محدودیت زمان اجرا

runtime check

بررسی زمان اجرا

runtime behavior

رفتار زمان اجرا

جملات نمونه

the application crashed during runtime due to a memory leak.

برنامه در حین اجرا به دلیل نشت حافظه دچار خرابی شد.

we need to optimize the code for better runtime performance.

ما باید کد را برای بهبود عملکرد زمان اجرا بهینه کنیم.

runtime errors are common in early development stages.

خطاهای زمان اجرا در مراحل اولیه توسعه رایج هستند.

the runtime environment must support the required libraries.

محیط زمان اجرا باید از کتابخانه های مورد نیاز پشتیبانی کند.

we observed a significant slowdown in runtime speed.

ما کاهش سرعت قابل توجهی در سرعت زمان اجرا مشاهده کردیم.

the script's runtime behavior was unexpected.

رفتار زمان اجرا اسکریپت غیرمنتظره بود.

debugging runtime issues can be challenging.

عیب یابی مشکلات زمان اجرا می تواند چالش برانگیز باشد.

the application's runtime dependencies were clearly documented.

وابستگی های زمان اجرا برنامه به وضوح مستند شده بودند.

we analyzed the runtime resource consumption of the program.

ما مصرف منابع زمان اجرا برنامه را تجزیه و تحلیل کردیم.

the runtime system provides essential services to the application.

سیستم زمان اجرا خدمات ضروری را به برنامه ارائه می دهد.

ensure the runtime environment is properly configured.

اطمینان حاصل کنید که محیط زمان اجرا به درستی پیکربندی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید