saisir

[ایالات متحده]/se.ze/
[بریتانیا]/sɛ.ziʁ/

ترجمه

v.گرفتن، چنگ زدن;دستگیر کردن، گرفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

saisir la vie

زندگی را درک کن

saisir l'occasion

فرصت را دریاب

saisir la balle au bond

توپ را در هوا بگیر

saisir le sens

معنا را درک کن

جملات نمونه

you must saisir cette opportunité avant qu'elle ne disparaisse.

باید فرصت را پیش از آنکه از دست برود، درک کنی.

elle a saisi la main de son enfant pour traverser la rue.

او نتوانست معنای پیام مرموز او را درک کند.

les scientifiques ont saisi l'essence du phénomène.

پلیس به سرعت حرکت کرد تا متهم را دستگیر کند.

il a saisi l'importance de cette réunion cruciale.

ما باید جوهره این مفهوم فلسفی را درک کنیم.

nous devons saisir cette occasion unique qui se présente.

او در درک اهمیت به موقع رسیدن ناموفق بود.

le policier a saisi le voleur en flagrant délit.

او می‌دانست چگونه از هر فرصتی که پیش می‌آمد استفاده کند.

elle n'a pas saisi le sens de mes paroles.

وکیل تصمیم گرفت دادگاه را با شواهد جدید درگیر کند.

les enquêteurs ont saisi les documents compromettants.

ماه‌ها طول کشید تا او ماده پیچیده را درک کند.

il a saisi le livre et l'a lu en une nuit.

آنها آماده بودند وقتی لحظه فرا رسید، از آن استفاده کنند.

l'entreprise a saisi une nouvelle chance de se développer.

بالاخره فهمیدم چرا او دیروز اینقدر ناراحت بود.

elle a saisi l'occasion de voyager à l'étranger.

این شرکت تلاش کرد به سرعت بازار نوظهور را تصاحب کند.

les pompiers ont saisi l'équipement pour sauver la victime.

او موفق شد علی‌رغم مانع زبانی، ایده اصلی را درک کند.

il a vite saisi comment utiliser ce nouvel outil.

le juge a saisi les biens du coupable.

nous avons saisi l'humour de la situation.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید