scolder

[ایالات متحده]/ˈskəʊldə/
[بریتانیا]/ˈskoʊldər/

ترجمه

n. کسی که سرزنش می‌کند؛ کسی که به طور مکرر انتقاد می‌کند یا توبیخ می‌کند
شکل‌های واژه
جمعscolders

عبارات و ترکیب‌ها

scolder of children

سرزنش کننده کودکان

strict scolder

سرزنش کننده سختگیر

frequent scolder

سرزنش کننده مکرر

angry scolder

سرزنش کننده عصبانی

harsh scolder

سرزنش کننده شدید

reluctant scolder

سرزنش کننده اکراهی

effective scolder

سرزنش کننده موثر

parental scolder

سرزنش کننده والدین

friendly scolder

سرزنش کننده دوستانه

occasional scolder

سرزنش کننده گاه به گاه

جملات نمونه

the teacher had to scolder the students for their misbehavior.

معلم مجبور بود به دلیل رفتار نامناسب دانش آموزان آنها را سرزنش کند.

she didn't want to scolder her child too harshly.

او نمی‌خواست فرزندش را بیش از حد سرزنش کند.

he often scolder his dog for digging in the garden.

او اغلب سگش را به دلیل کندن باغ سرزنش می‌کند.

the manager had to scolder the employees for missing the deadline.

مدیر مجبور بود کارکنان را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش کند.

she felt guilty when she had to scolder her friend.

وقتی مجبور شد دوستش را سرزنش کند، احساس گناه کرد.

he tried to scolder his little brother gently.

او سعی کرد برادر کوچکش را به آرامی سرزنش کند.

the coach scolder the players for not following the game plan.

مربی بازیکنان را به دلیل عدم رعایت طرح بازی سرزنش کرد.

it's important not to scolder children too often.

مهم است که زیاد بچه‌ها را سرزنش نکنید.

she felt it was necessary to scolder her team for their lack of effort.

او احساس کرد که لازم است تیمش را به دلیل نداشتن تلاش سرزنش کند.

he always tries to avoid having to scolder anyone.

او همیشه سعی می‌کند از سرزنش هر کسی اجتناب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید