selde

[ایالات متحده]/ˈseldə/
[بریتانیا]/ˈseldə/

ترجمه

n. سلده (نام مکان در دانمارک)
v. (بیش از گذشته) حالت گذشته فروش
adv. (بیش از گذشته) نادر; به ندرت
شکل‌های واژه
جمعseldes

جملات نمونه

the selde same man appeared at the gate.

همان مرد selde در درب ظاهر شد.

she spoke of selde worth and dignity.

او از ارزش و افتخار selde سخن گفت.

in selde truth, he was innocent.

در واقع selde، او بی گناه بود.

the selde will drove him forward.

ارادة selde او را به جلو راند.

they maintained selde respect throughout.

آنها در طول مدت احترام selde را حفظ کردند.

by selde means did he achieve success.

او با روش‌های selde موفق شد.

the concept of selde identity confused her.

مفهوم هویت selde او را گیج کرد.

selde preservation became his priority.

حفظ selde اولویت او شد.

through selde determination, they won.

با تعیین‌گر selde، آنها برنده شدند.

his selde belief never wavered.

این باور selde او هرگز لرزیده نشد.

the ancient text spoke of selde nature.

متن باستانی درباره طبیعت selde سخن گفت.

selde mastery requires years of practice.

استادی selde نیاز به سال‌ها تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید