shamelessnesses

[ایالات متحده]/ˈʃeɪmləsɪz/
[بریتانیا]/ˈʃeɪmləsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بی‌حیا بودن؛ کمبود حیا یا ناراحتی

جملات نمونه

the shamelessnesses of their actions shocked the entire community.

بی‌هیچ‌گانه‌های رفتار آن‌ها کل جامعه را شوکه کرد.

she was amazed by the multiple shamelessnesses displayed during the scandal.

او از بی‌هیچ‌گانه‌های متعددی که در طول این اسکاندل نمایش داده شد، شگفت‌زده شد.

the politician's shamelessnesses became the subject of heated debates.

بی‌هیچ‌گانه‌های سیاستمدار به مباحثات گرم تبدیل شد.

the shamelessnesses shown by the executives were unforgivable.

بی‌هیچ‌گانه‌هایی که توسط اجرایی‌ها نشان داده شدند، بخشش‌ناپذیر بود.

we couldn't overlook the shamelessnesses any longer.

ما دیگر نمی‌توانستیم از بی‌هیچ‌گانه‌هایی چشم‌پوشی کنیم.

his shamelessnesses knew no bounds.

بی‌هیچ‌گانه‌های او مرزی نداشت.

the various shamelessnesses of the employees led to mass firings.

بی‌هیچ‌گانه‌های مختلف کارکنان منجر به فصلیت جمعی شد.

the documentary exposed the shamelessnesses of corporate greed.

مستند بی‌هیچ‌گانه‌های گریز از مالیات را آشکار کرد.

such shamelessnesses are rarely seen in public figures.

چنین بی‌هیچ‌گانه‌هایی در افراد مشهور به ندرت دیده می‌شود.

the team couldn't tolerate these repeated shamelessnesses.

تیم این بی‌هیچ‌گانه‌های تکراری را تحمل نکرد.

their shamelessnesses have become legendary in the industry.

بی‌هیچ‌گانه‌های آن‌ها در صنعت به یک اسطوره تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید