sidetracking

[ایالات متحده]/ˈsaɪdtrækɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsaɪdtrækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از موضوع یا هدف اصلی منحرف کردن؛ به یک مسیر جانبی هدایت کردن؛ محدود کردن یا مانع شدن
n. حفاری جانبی؛ یک سوراخ جانبی جدید

عبارات و ترکیب‌ها

sidetracking issues

مشکلات انحراف

sidetracking goals

اهداف انحرافی

sidetracking efforts

تلاش‌های انحرافی

sidetracking discussions

بحث‌های انحرافی

sidetracking focus

تمرکز انحرافی

sidetracking tasks

وظایف انحرافی

sidetracking strategy

استراتژی انحرافی

sidetracking priorities

اولویت‌های انحرافی

sidetracking plans

برنامه‌های انحرافی

sidetracking projects

پروژه‌های انحرافی

جملات نمونه

sidetracking the main issue can lead to confusion.

انحراف از موضوع اصلی می‌تواند منجر به سردرگمی شود.

we should avoid sidetracking during the meeting.

ما باید از منحرف شدن در طول جلسه خودداری کنیم.

sidetracking the conversation often frustrates others.

انحراف از گفتگو اغلب دیگران را ناامید می‌کند.

he tends to sidetrack when discussing serious topics.

او معمولاً وقتی در مورد موضوعات جدی صحبت می‌کند، منحرف می‌شود.

don't sidetrack your efforts with unnecessary details.

تلاش‌های خود را با جزئیات غیرضروری منحرف نکنید.

sidetracking can be a way to lighten the mood.

انحراف می‌تواند راهی برای تلطیف فضا باشد.

she has a knack for sidetracking discussions.

او استعداد منحرف کردن بحث‌ها را دارد.

sidetracking in conversations can lead to misunderstandings.

انحراف در مکالمات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

it's easy to sidetrack when you're not focused.

وقتی متمرکز نیستید، منحرف شدن آسان است.

sidetracking can sometimes be a tactical move.

گاهی اوقات منحرف شدن می‌تواند یک حرکت تاکتیکی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید