skylarking around
پرخاشتگی کردن به دور
doing skylarking
پرخاشتگی کردن
child skylarking
پرخاشتگی کودک
pure skylarking
پرخاشتگی خالص
skylarking about
پرخاشتگی درباره
skylarking with
پرخاشتگی با
skylarked wildly
به طور بیرویه پرخاشتگی کرده
skylarking time
زمان پرخاشتگی
just skylarking
فقط پرخاشتگی
skylarking now
پرخاشتگی اکنون
the children spent the afternoon skylarking in the park.
کودکان بعد از ظهر در پارک با بازیهای سرگرمی گذراندند.
we enjoyed skylarking around the city, discovering hidden gems.
ما لذت بردیم که در اطراف شهر بازیهای سرگرمی میکردیم و جواهرات پنهان را کشف میکردیم.
their weekend was filled with skylarking and spontaneous adventures.
روزهای پایان هفتهشان با بازیهای سرگرمی و مغامرات غیر منتظره پر شده بود.
the group spent hours skylarking on the beach, building sandcastles.
گروه ساعاتی را روی ساحل با بازیهای سرگرمی گذراند و قلعههای شن ساخت.
he used to enjoy skylarking with his friends after school.
او معمولاً لذت میبرد که پس از مدرسه با دوستانش بازیهای سرگرمی میکرد.
the young couple were skylarking through the fields, hand in hand.
زوج جوان در میان زمینهای کشاورزی با هم بازیهای سرگرمی میکردند.
they ended the evening skylarking with silly games and laughter.
آنها شب را با بازیهای سرگرمی جادویی و خندههای بیپایان پایان دادند.
despite the rain, they continued skylarking and having fun.
هر چند باران میبارید، آنها بازیهای سرگرمی را ادامه دادند و لذت میبردند.
the festival featured a skylarking zone for children to explore.
تئاتر فستیوال یک منطقه بازیهای سرگرمی را برای کودکان فراهم کرد تا آن را کشف کنند.
the puppy was skylarking with a ball of yarn, chasing it around.
سگ نابغه با یک توپ نخ بازیهای سرگرمی میکرد و آن را در اطراف دنبال میکرد.
after a long day, a little skylarking was just what they needed.
پس از یک روز طولانی، یک کم بازیهای سرگرمی دقیقاً آن چیزی بود که نیاز داشتند.
skylarking around
پرخاشتگی کردن به دور
doing skylarking
پرخاشتگی کردن
child skylarking
پرخاشتگی کودک
pure skylarking
پرخاشتگی خالص
skylarking about
پرخاشتگی درباره
skylarking with
پرخاشتگی با
skylarked wildly
به طور بیرویه پرخاشتگی کرده
skylarking time
زمان پرخاشتگی
just skylarking
فقط پرخاشتگی
skylarking now
پرخاشتگی اکنون
the children spent the afternoon skylarking in the park.
کودکان بعد از ظهر در پارک با بازیهای سرگرمی گذراندند.
we enjoyed skylarking around the city, discovering hidden gems.
ما لذت بردیم که در اطراف شهر بازیهای سرگرمی میکردیم و جواهرات پنهان را کشف میکردیم.
their weekend was filled with skylarking and spontaneous adventures.
روزهای پایان هفتهشان با بازیهای سرگرمی و مغامرات غیر منتظره پر شده بود.
the group spent hours skylarking on the beach, building sandcastles.
گروه ساعاتی را روی ساحل با بازیهای سرگرمی گذراند و قلعههای شن ساخت.
he used to enjoy skylarking with his friends after school.
او معمولاً لذت میبرد که پس از مدرسه با دوستانش بازیهای سرگرمی میکرد.
the young couple were skylarking through the fields, hand in hand.
زوج جوان در میان زمینهای کشاورزی با هم بازیهای سرگرمی میکردند.
they ended the evening skylarking with silly games and laughter.
آنها شب را با بازیهای سرگرمی جادویی و خندههای بیپایان پایان دادند.
despite the rain, they continued skylarking and having fun.
هر چند باران میبارید، آنها بازیهای سرگرمی را ادامه دادند و لذت میبردند.
the festival featured a skylarking zone for children to explore.
تئاتر فستیوال یک منطقه بازیهای سرگرمی را برای کودکان فراهم کرد تا آن را کشف کنند.
the puppy was skylarking with a ball of yarn, chasing it around.
سگ نابغه با یک توپ نخ بازیهای سرگرمی میکرد و آن را در اطراف دنبال میکرد.
after a long day, a little skylarking was just what they needed.
پس از یک روز طولانی، یک کم بازیهای سرگرمی دقیقاً آن چیزی بود که نیاز داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید