the article was slantly written to favor the corporation's perspective.
مقاله به صورت مغرضانه نوشته شده بود تا دیدگاه شرکت را تایید کند.
the photographer slantly captured the building's unique architecture from below.
عکاس به صورت زاویهدار معماری منحصربهفرد ساختمان را از پایین ثبت کرد.
the statistics were slantly presented to support the controversial conclusion.
آمارها به صورت مغرضانه ارائه شدند تا نتیجه بحثبرانگیز را تایید کنند.
the historian slantly interpreted the ancient texts to fit modern theories.
تاریخنگار متون باستانی را به گونهای مغرضانه تفسیر کرد تا با نظریههای مدرن همخوانی داشته باشند.
the news channel slantly reported the international crisis, ignoring key details.
شبکه خبری به صورت مغرضانه بحران بینالمللی را گزارش کرد و جزئیات کلیدی را نادیده گرفت.
the painter slantly depicted the ordinary scene to create visual tension.
نقاش صحنه معمولی را به صورت زاویهدار به تصویر کشید تا تنش بصری ایجاد کند.
the engineer slantly installed the solar panels for maximum energy absorption.
مهندس پنلهای خورشیدی را به صورت زاویهدار نصب کرد تا حداکثر جذب انرژی حاصل شود.
the interview was slantly conducted to elicit specific emotional responses.
مصاحبه به صورت مغرضانه انجام شد تا پاسخهای احساسی خاصی را به دست آورد.
the marketing campaign slantly targeted elderly demographics with tailored messages.
کمپین بازاریابی به طور مغرضانه بر روی گروههای جمعیتی مسن با پیامهای سفارشی تمرکز کرد.
the survivor slantly described the accident, altering the timeline significantly.
نجاتیافته حادثه را به صورت مغرضانه توصیف کرد و خط زمانی را به طور قابل توجهی تغییر داد.
the political documentary slantly framed the election to sway public opinion.
فیلم مستند سیاسی انتخابات را به گونهای مغرضانه مطرح کرد تا نظر عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
the editor slantly revised the manuscript to emphasize certain character traits.
ویراستار دستنویس را به صورت مغرضانه بازبینی کرد تا بر روی ویژگیهای خاص شخصیتی تاکید کند.
the article was slantly written to favor the corporation's perspective.
مقاله به صورت مغرضانه نوشته شده بود تا دیدگاه شرکت را تایید کند.
the photographer slantly captured the building's unique architecture from below.
عکاس به صورت زاویهدار معماری منحصربهفرد ساختمان را از پایین ثبت کرد.
the statistics were slantly presented to support the controversial conclusion.
آمارها به صورت مغرضانه ارائه شدند تا نتیجه بحثبرانگیز را تایید کنند.
the historian slantly interpreted the ancient texts to fit modern theories.
تاریخنگار متون باستانی را به گونهای مغرضانه تفسیر کرد تا با نظریههای مدرن همخوانی داشته باشند.
the news channel slantly reported the international crisis, ignoring key details.
شبکه خبری به صورت مغرضانه بحران بینالمللی را گزارش کرد و جزئیات کلیدی را نادیده گرفت.
the painter slantly depicted the ordinary scene to create visual tension.
نقاش صحنه معمولی را به صورت زاویهدار به تصویر کشید تا تنش بصری ایجاد کند.
the engineer slantly installed the solar panels for maximum energy absorption.
مهندس پنلهای خورشیدی را به صورت زاویهدار نصب کرد تا حداکثر جذب انرژی حاصل شود.
the interview was slantly conducted to elicit specific emotional responses.
مصاحبه به صورت مغرضانه انجام شد تا پاسخهای احساسی خاصی را به دست آورد.
the marketing campaign slantly targeted elderly demographics with tailored messages.
کمپین بازاریابی به طور مغرضانه بر روی گروههای جمعیتی مسن با پیامهای سفارشی تمرکز کرد.
the survivor slantly described the accident, altering the timeline significantly.
نجاتیافته حادثه را به صورت مغرضانه توصیف کرد و خط زمانی را به طور قابل توجهی تغییر داد.
the political documentary slantly framed the election to sway public opinion.
فیلم مستند سیاسی انتخابات را به گونهای مغرضانه مطرح کرد تا نظر عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
the editor slantly revised the manuscript to emphasize certain character traits.
ویراستار دستنویس را به صورت مغرضانه بازبینی کرد تا بر روی ویژگیهای خاص شخصیتی تاکید کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید