slavered over
زیر و رو شد
slavered at
زیر و رو شد
slavered with
زیر و رو شد
slavered upon
زیر و رو شد
slavered in
زیر و رو شد
slavered like
زیر و رو شد
slavered during
زیر و رو شد
slavered with joy
با خوشحالی زیر و رو شد
slavered after
زیر و رو شد
the dog slavered over the food, eager to eat.
سگ با ولع بر روی غذا دهنبست میکرد، مشتاق به خوردن.
he slavered at the thought of the delicious cake.
او با فکر کردن به کیک خوشمزه دهنبست میکرد.
the child slavered with excitement during the candy commercial.
بچه در حین پخش تبلیغ شکلات از هیجان دهنبست میکرد.
she slavered over the new shoes displayed in the store window.
او با دیدن کفشهای جدید که در ویترین مغازه به نمایش گذاشته شده بودند، دهنبست میکرد.
the chef slavered as he prepared the gourmet meal.
سرآشپز در حال آماده کردن غذای مجلسی دهنبست میکرد.
the puppy slavered while begging for a treat.
سگ بچه در حالی که برای یک خوراکی تقاضا میکرد، دهنبست میکرد.
he slavered over the juicy steak on the grill.
او با دیدن گوشت استیک آبدار روی گریل دهنبست میکرد.
they slavered at the thought of the upcoming feast.
آنها با فکر کردن به جشن قریبالوقوع دهنبست میکردند.
the toddler slavered while watching the ice cream truck.
کودک خردسال در حالی که وانتون آیسکریم را تماشا میکرد، دهنبست میکرد.
he slavered at the sight of the chocolate fountain.
با دیدن فواره شکلات دهنبست میکرد.
slavered over
زیر و رو شد
slavered at
زیر و رو شد
slavered with
زیر و رو شد
slavered upon
زیر و رو شد
slavered in
زیر و رو شد
slavered like
زیر و رو شد
slavered during
زیر و رو شد
slavered with joy
با خوشحالی زیر و رو شد
slavered after
زیر و رو شد
the dog slavered over the food, eager to eat.
سگ با ولع بر روی غذا دهنبست میکرد، مشتاق به خوردن.
he slavered at the thought of the delicious cake.
او با فکر کردن به کیک خوشمزه دهنبست میکرد.
the child slavered with excitement during the candy commercial.
بچه در حین پخش تبلیغ شکلات از هیجان دهنبست میکرد.
she slavered over the new shoes displayed in the store window.
او با دیدن کفشهای جدید که در ویترین مغازه به نمایش گذاشته شده بودند، دهنبست میکرد.
the chef slavered as he prepared the gourmet meal.
سرآشپز در حال آماده کردن غذای مجلسی دهنبست میکرد.
the puppy slavered while begging for a treat.
سگ بچه در حالی که برای یک خوراکی تقاضا میکرد، دهنبست میکرد.
he slavered over the juicy steak on the grill.
او با دیدن گوشت استیک آبدار روی گریل دهنبست میکرد.
they slavered at the thought of the upcoming feast.
آنها با فکر کردن به جشن قریبالوقوع دهنبست میکردند.
the toddler slavered while watching the ice cream truck.
کودک خردسال در حالی که وانتون آیسکریم را تماشا میکرد، دهنبست میکرد.
he slavered at the sight of the chocolate fountain.
با دیدن فواره شکلات دهنبست میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید