slinging

[ایالات متحده]/[ˈslɪŋɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈslɪŋɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of sling) پرتاب کردن یا پرتاب کردن چیزی، به خصوص با زور؛ حمل یا حمایت از چیزی با استفاده از یک طناب؛ صحبت کردن یا رفتار کردن به روشی غیررسمی یا بی‌تفاوت.
n. (present participle of sling) عمل پرتاب یا پرتاب کردن چیزی.
Word Forms
جمعslingings

عبارات و ترکیب‌ها

slinging mud

پرتاب گل

slinging hash

پرتاب هَش

slinging drinks

پرتاب نوشیدنی

slinging insults

پرتاب توهین

slinging around

پرتاب کردن

slinging stones

پرتاب سنگ

slinging punches

پرتاب مشت

slinging arrows

پرتاب تیر

slinging accusations

پرتاب اتهامات

slinging rope

پرتاب طناب

جملات نمونه

he's slinging pizzas at a local restaurant.

او در یک رستوران محلی در حال پختن پیتزا است.

the cowboy was slinging a rope across the field.

کاوگ boy در حال پرتاب طناب در سراسر زمین بود.

she's slinging insults at anyone who disagrees with her.

او به هر کسی که با او مخالف است، توهین می‌کند.

he was slinging mud, trying to ruin her reputation.

او داشت کثیف کاری می‌کرد و سعی داشت اعتبار او را خراب کند.

the bartender was slinging drinks all night.

بارتندر تمام شب نوشیدنی سرو می‌کرد.

they've been slinging code for hours on this project.

آنها ساعت‌ها روی این پروژه کدنویسی کرده‌اند.

he's slinging accusations without any proof.

او بدون هیچ مدرکی اتهام می‌گیرد.

the salesperson was slinging products to potential customers.

فروشنده در حال فروش محصولات به مشتریان بالقوه بود.

she's slinging punches in the boxing ring.

او در رینگ بوکس مشت می‌زند.

he's slinging jokes to lighten the mood.

او برای تلطیف فضا شوخی می‌کند.

the musician was slinging riffs on his guitar.

موسیقی‌دان در حال نواختن ریتم‌های گیتار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید