smarting

[ایالات متحده]/ˈsmɑːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsmɑrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد تیز یا حس سوزش

عبارات و ترکیب‌ها

smarting pain

درد سوزشی

smarting eyes

چشمان سوزشی

smarting wound

زخم سوزشی

smarting sensation

احساس سوزش

smarting remarks

اظهارات سوزشی

smarting criticism

انتقاد سوزشی

smarting defeat

شکست دردناک

smarting shame

شرم سوزشی

smarting regret

پشیمانی سوزشی

smarting loss

از دست دادن دردناک

جملات نمونه

after the fall, i was still smarting from the embarrassment.

بعد از سقوط، هنوز از شرم ناشی از آن رنج می‌بردم.

he was smarting from the harsh criticism he received.

او از انتقادات تند و تیزی که دریافت کرده بود، رنج می‌برد.

she was smarting from the loss of her beloved pet.

او از دست دادن حیوان خانگی مورد علاقه اش رنج می برد.

the team is still smarting from their recent defeat.

تیم هنوز از شکست اخیر خود رنج می برد.

he tried to hide his smarting feelings after the breakup.

او سعی کرد احساسات رنجیده خود را پس از جدایی پنهان کند.

the smarting sensation in her eyes made it hard to concentrate.

احساس سوزش در چشمانش باعث می شد تمرکز کردن برایش دشوار باشد.

she was smarting from the betrayal of a close friend.

او از خیانت یک دوست نزدیک رنج می برد.

he felt the smarting pain of regret after missing the opportunity.

او احساس درد ناشی از پشیمانی را پس از از دست دادن فرصت احساس کرد.

even days later, he was still smarting from the argument.

حتی چند روز بعد، او هنوز از بحث رنج می برد.

she tried to shake off the smarting feeling of jealousy.

او سعی کرد احساس حسادت رنجیده خود را از خود دور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید