solide

[ایالات متحده]/ˈsɒlɪd/
[بریتانیا]/ˈsɑːlɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جامد؛ محکم؛ ملموس؛ (گویش) بسیار بد؛ مزعج (در مورد شخص)
شکل‌های واژه
صفت عالیsolidest

عبارات و ترکیب‌ها

base solide

پایه‌ی محکم

argument solide

حُجَّه‌ی محکم

fondation solide

پایه‌ی محکم

structure solide

ساختار محکم

réputation solide

معتقدت محکم

connaissance solide

دانش محکم

ami solide

دوست محکم

travail solide

کار محکم

évidence solide

دلیل محکم

résultat solide

نتیجه‌ی محکم

جملات نمونه

the company has a solid foundation for future growth.

شرکت پایه‌ای محکم برای رشد آینده دارد.

he presented solid evidence to support his claims.

او شواهد محکمی را ارائه کرد تا دلایل خود را پشتیبانی کند.

our team has built a solid relationship with the client.

تیم ما رابطه‌ای محکم با مشتری ایجاد کرده است.

she has a solid understanding of market economics.

او دانش محکمی از اقتصاد بازار دارد.

the new laptop features a state-of-the-art solid-state drive.

لپ‌تاپ جدید دارای یک دیسک جامد حالت‌نیرویی است.

we offer a solid guarantee on all our products.

ما تضمین محکمی برای تمامی محصولات خود ارائه می‌دهیم.

the bridge is constructed on solid rock.

پل روی سنگ‌های محکم ساخته شده است.

his solid reputation made him the ideal candidate.

معروفیت محکم او او را نامزد مناسبی کرد.

ice is the solid form of water.

برف شکل جامد آب است.

the manager gave the team some solid advice.

مدیر به تیم توصیه‌های محکمی داد.

geometric solids have three dimensions.

جسم‌های هندسی سه بعد دارند.

investors prefer stocks with a solid track record.

سرمایه‌گذاران سهامی را که سابقه‌ای محکم دارند، ترجیح می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید