gapping

[ایالات متحده]/ˈɡæpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم تماس نزدیک

عبارات و ترکیب‌ها

gapping strategy

استراتژی گپینگ

gapping technique

تکنیک گپینگ

gapping effect

اثر گپینگ

gapping method

روش گپینگ

gapping analysis

تجزیه و تحلیل گپینگ

gapping phenomenon

پدیده‌ی گپینگ

gapping model

مدل گپینگ

gapping process

فرآیند گپینگ

gapping approach

رویکرد گپینگ

gapping issue

مشکل گپینگ

جملات نمونه

gapping can occur in many languages.

گپ‌گیری می‌تواند در بسیاری از زبان‌ها رخ دهد.

she noticed some gapping in the conversation.

او متوجه برخی گپ‌گیری در مکالمه شد.

gapping is often used for emphasis.

گپ‌گیری اغلب برای تاکید استفاده می‌شود.

he explained the concept of gapping clearly.

او مفهوم گپ‌گیری را به وضوح توضیح داد.

gapping can make sentences more concise.

گپ‌گیری می‌تواند جملات را مختصرتر کند.

understanding gapping helps in language learning.

درک گپ‌گیری به یادگیری زبان کمک می‌کند.

gapping occurs in both spoken and written language.

گپ‌گیری هم در زبان گفتاری و هم در زبان نوشتاری رخ می‌دهد.

she used gapping to avoid repetition.

او از گپ‌گیری برای جلوگیری از تکرار استفاده کرد.

gapping can create ambiguity in sentences.

گپ‌گیری می‌تواند ابهام در جملات ایجاد کند.

using gapping effectively improves communication.

استفاده موثر از گپ‌گیری ارتباطات را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید