sphericalness

[ایالات متحده]/ˈsferɪklnəs/
[بریتانیا]/ˈsfɪrɪklnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت کروی بودن؛ اندازه زاویه جسمی (استرادیان).
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the physicist lectured on the theoretical sphericalness of electrons.

فیزیک‌دان در مورد کروی بودن نظری الکترون‌ها سخنرانی کرد.

architects admire the dome's perfect sphericalness.

معماران از کروی بودن کامل کروی کупوله لذت می‌برند.

the experiment tested the sphericalness of the water droplet.

این آزمایش کروی بودن قطره آب را آزمایش کرد.

engineers checked the sphericalness of the tank during inspection.

مهندسان در حین بازرسی کروی بودن مخزن را بررسی کردند.

geometric sphericalness is essential for this mathematical proof.

کروی بودن هندسی برای این اثبات ریاضی ضروری است.

we must verify the sphericalness of the glass beads.

باید کروی بودن گلوله‌های شیشه‌ای را تأیید کنیم.

planets generally exhibit a high degree of sphericalness.

پланет‌ها معمولاً درجه بالایی از کروی بودن دارند.

the quality controller measured the ball bearing's sphericalness.

کنترل کننده کیفی کروی بودن میل‌گوی را اندازه گرفت.

artists tried to capture the sphericalness of the fruit.

هنرمندان سعی کردند کروی بودن میوه را ثبت کنند.

the surveyor assessed the approximate sphericalness of the hill.

مُقیِّم زمین کروی بودن تقریبی کوه را ارزیابی کرد.

gravity is the primary force behind planetary sphericalness.

جاذبه نیروی اصلی پشت کروی بودن سیارات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید