stationss

[ایالات متحده]/ˈsteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˈsteɪʃənz/

ترجمه

n. ایستگاه‌ها (شکل جمع station)

جملات نمونه

the train stations were crowded during rush hour.

ایستگاه‌های قطار در ساعات شلوغی مملو از جمعیت بودند.

several radio stations broadcast the news live.

چند ایستگاه رادیویی اخبار را به صورت زنده پخش کردند.

we need to establish research stations in the arctic.

ما باید ایستگاه‌های تحقیقاتی در قطب شمال ایجاد کنیم.

the bus stations are located throughout the city center.

ایستگاه‌های اتوبوس در سراسر مرکز شهر واقع شده‌اند.

gas stations are available on every major highway.

ایستگاه‌های بنزین در هر بزرگراه اصلی در دسترس هستند.

television stations compete for higher ratings.

ایستگاه‌های تلویزیونی برای کسب رتبه‌بندی بالاتر با یکدیگر رقابت می‌کنند.

weather stations collect data from around the world.

ایستگاه‌های هواشناسی داده‌ها را از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کنند.

the space stations orbit earth continuously.

ایستگاه‌های فضایی به طور مداوم به دور زمین می‌چرخند.

police stations serve as community centers in some areas.

ایستگاه‌های پلیس در برخی مناطق به عنوان مراکز اجتماعی خدمت می‌کنند.

subway stations connect different parts of the metropolitan area.

ایستگاه‌های مترو بخش‌های مختلف منطقه شهری را به هم متصل می‌کنند.

power stations generate electricity for entire regions.

ایستگاه‌های تولید برق برق را برای کل مناطق تولید می‌کنند.

monitoring stations track seismic activity along fault lines.

ایستگاه‌های پایش فعالیت‌های لرزه‌ای را در امتداد خطوط گسل ردیابی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید