sugar-coat

[ایالات متحده]/[ˈsʊɡəˌkəʊt]/
[بریتانیا]/[ˈsʊɡərˌkoʊt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث می‌شود چیزی به نظر برسد که لذت‌بخش‌تر یا قابل قبول‌تر از آنچه واقعاً است؛ با لایه‌ای از قند یا ماده‌ای گلکه‌ای پوشانیدن.
n. لایه‌ای نازک از قند یا ماده‌ای گلکه‌ای که برای پوشاندن چیزی استفاده می‌شود.
v. (مجرد) نادیده گرفتن یا کاهش دادن جنبه‌های منفی.

عبارات و ترکیب‌ها

sugar-coat things

پوشش قند دادن به چیزها

sugar-coated lie

کذب پوشش قند داده شده

sugar-coating reality

واقعیت را با پوشش قند دادن

sugar-coated words

کلمات پوشش قند داده شده

sugar-coated advice

موعظه پوشش قند داده شده

sugar-coated truth

حقیقت پوشش قند داده شده

sugar-coated version

نسخه پوشش قند داده شده

sugar-coated promise

پیمان پوشش قند داده شده

sugar-coated statement

اعلامیه پوشش قند داده شده

don't sugar-coat

پوشش قند دادن نکن

جملات نمونه

the company tried to sugar-coat the bad news about declining sales.

شرکت سعی کرد خبر بد کاهش فروش را به گونه‌ای ملایم بیان کند.

don't sugar-coat it; just tell me the truth about the project's status.

آن را ملایم نکن، فقط به من گویی چه چیزی در مورد وضعیت پروژه درست است.

he sugar-coated his criticism to avoid hurting her feelings.

او نقد خود را ملایم کرد تا احساسات او را آسیب نریزد.

the politician sugar-coated the unpopular policy with promises of future benefits.

سیاستمدار ناپسند را با ادعاهای مربوط به مزایای آینده ملایم کرد.

i don't want you to sugar-coat anything; i need honest feedback.

می‌خواهم شما هیچ چیزی را ملایم نکنید؛ من نیاز به بازخورد صادقانه دارم.

she sugar-coated the difficult situation to reassure the team.

او وضعیت دشوار را ملایم کرد تا تیم را مطمئن کند.

the report sugar-coated the findings to please the board of directors.

گزارش یافته‌ها را ملایم کرد تا هیئت مدیره را خوشحال کند.

he sugar-coated his apology to make himself look better.

او عذرخواهی خود را ملایم کرد تا بهتر به نظر برسد.

they sugar-coated the presentation to secure funding for the project.

آن‌ها ارائه را ملایم کردند تا به پروژه مالیات برسند.

stop sugar-coating and tell me what's really going on.

ملایم کردن را متوقف کن و به من بگو چه چیزی واقعاً در حال رخ دادن است.

the manager sugar-coated the employee's performance review.

مدیر نظرسنجی عملکرد کارمند را ملایم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید