surefooted

[ایالات متحده]/ˌʃʊəˈfʊtɪd/
[بریتانیا]/ˌʃʊrˈfʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به راه رفتن یا حرکت کردن بدون لیز خوردن یا افتادن؛ مطمئن برای درست یا موفق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

surefooted athlete

ورزشکار مطمئن‌قدم

surefooted approach

رویکرد مطمئن‌قدم

surefooted climber

صخره‌نورد مطمئن‌قدم

surefooted decision

تصمیم مطمئن‌قدم

surefooted performance

عملکرد مطمئن‌قدم

surefooted leader

رهبر مطمئن‌قدم

surefooted movement

حرکت مطمئن‌قدم

surefooted strategy

استراتژی مطمئن‌قدم

surefooted navigator

راهنمای مطمئن‌قدم

surefooted horse

اسب مطمئن‌قدم

جملات نمونه

she is surefooted on rocky terrain.

او در مسیرهای سنگی با اطمینان قدم برمی‌دارد.

the surefooted climber scaled the mountain effortlessly.

صخره‌نورد ماهرانه و بدون زحمت به قله کوه رسید.

his surefooted approach to negotiations won him respect.

رویکرد مطمئن او در مذاکرات باعث شد احترام کسب کند.

the horse was surefooted and navigated the rough path well.

اسب با اطمینان مسیر ناهموار را به خوبی طی کرد.

with surefooted precision, she executed the dance routine.

با دقت و اطمینان، او روتین رقص را اجرا کرد.

he remained surefooted even in challenging situations.

حتی در شرایط دشوار نیز با اطمینان باقی ماند.

the surefooted goat climbed the steep cliff with ease.

بز ماهرانه و با سهولت صخره شیب‌دار را بالا رفت.

her surefooted decision-making helped the company thrive.

تصمیم‌گیری‌های مطمئن او به رشد شرکت کمک کرد.

he is known for his surefooted style in public speaking.

او به خاطر سبک مطمئن خود در سخنرانی در جمع شناخته شده است.

the surefooted athlete avoided injury during the competition.

ورزشکار ماهرانه در طول مسابقه از آسیب‌دیدگی جلوگیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید