thoughte

[ایالات متحده]/θɔːt/
[بریتانیا]/θɔːt/

ترجمه

v. (فرم قدیمی فکر)
شکل‌های واژه
جمعthoughtes

جملات نمونه

i had a thought about the meeting

من یک فکر درباره جلسه داشتم

she kept her thoughts to herself

او فکرهای خود را برای خودش نگه داشت

the thought struck me suddenly

این فکر به طور ناگهانی به من خورد

he lost all thought of time

او تمام فکری درباره زمان را از دست داد

at the thought of home, she smiled

در فکر خانه، او لبخند زد

random thoughts crossed my mind

فکرهای تصادفی از ذهن من عبور کردند

the idea was an afterthought

این ایده یک فکر بعدی بود

she was deep in thought

او در حال فکر کردن عمیق بود

he had second thoughts about the decision

او درباره تصمیم دوباره فکر کرد

thoughts ran through her mind

فکرهایی از ذهن او عبور کردند

i gave it some thought

من به آن یک فکر دادم

the thought experiment was interesting

این آزمایش فکری جالب بود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید