thumbed

[ایالات متحده]/[θʌmd]/
[بریتانیا]/[θʌmd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (past tense of thumb) با انگشت شست ورق زدن کتاب.
v. (past tense of thumbing) از انگشت شست برای کار کردن با یک دستگاه یا مکانیسم استفاده کردن.
v. (past tense of thumbing through) به سرعت نگاه کردن به چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

thumbed through

برگه ها را ورق زد

thumbed a page

یک صفحه را ورق زد

thumbed his phone

گوشی خود را ورق زد

thumbed the button

دکمه را ورق زد

thumbed a ride

یک سفر را به دست آورد

thumbed his approval

موافقت خود را نشان داد

thumbed the volume

حجم صدا را تنظیم کرد

thumbed the screen

صفحه را ورق زد

thumbed a book

یک کتاب را ورق زد

thumbed the switch

کلید را ورق زد

جملات نمونه

he thumbed through the old photo album, reminiscing about his childhood.

او با ورق زدن آلبوم عکس قدیمی، به یاد دوران کودکی خود افتاد.

she thumbed a ride, hoping to get to the concert downtown.

او برای رفتن به کنسرت در مرکز شهر، دنبال ماشین‌سواری گشت.

the lawyer thumbed through the contract, looking for any loopholes.

وکیل با ورق زدن قرارداد، به دنبال هرگونه سوراخ امنیتی بود.

he thumbed the button on his jacket, feeling the chill in the air.

او دکمه کاپشنش را فشار داد و احساس سرما کرد.

she thumbed her nose at the ridiculous proposal, dismissing it immediately.

او با بی‌اعتنایی به پیشنهاد مضحک، آن را بلافاصله رد کرد.

he thumbed his way across the country, seeking adventure and new experiences.

او با اتکا به سفر، در جستجوی ماجراجویی و تجربیات جدید، از سراسر کشور عبور کرد.

the child thumbed the pages of the book, eager to hear the story.

کودک با ورق زدن صفحات کتاب، مشتاق شنیدن داستان بود.

he thumbed the calluses on his hands, a testament to his hard work.

او زبرزدگی‌های دست‌هایش را لمس کرد، گواهی بر تلاش سختش.

she thumbed the application form, double-checking for errors.

او فرم درخواست را با دقت دوباره بررسی کرد تا مطمئن شود اشتباهی وجود ندارد.

he thumbed the volume up on the radio, wanting to hear the song better.

او صدای رادیو را زیاد کرد تا بهتر آهنگ را بشنود.

she thumbed the edge of the table nervously, waiting for the results.

او با نگرانی لبه‌ی میز را لمس کرد، منتظر نتیجه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید