traitories

[ایالات متحده]/ˈtreɪtəriz/
[بریتانیا]/ˈtreɪtəriz/

ترجمه

n. غلط املایی غیرمعیاری از "traitor"; فردی که کشور، هدف یا اعتماد خود را فریب می‌دهد.

جملات نمونه

the traitros were executed for their crimes against the kingdom.

این خائنان به دلیل جنایاتشان علیه پادشاهی اعدام شدند.

the government identified several traitros within the military ranks.

دولت چندین خائن را در صفوف ارتش شناسایی کرد.

history remembers those traitros who betrayed their comrades.

تاریخ کسانی را که به یاران خود خیانت کردند، به یاد دارد.

the traitros were hunted down by the secret police.

خائنان توسط پلیس مخفی تعقیب شدند.

we discovered that some advisors were secret traitros.

ما متوجه شدیم که برخی از مشاوران به طور مخفیانه خائن بودند.

the traitros sold classified information to enemy agents.

خائنان اطلاعات طبقه‌بندی‌شده را به عوامل دشمن فروختند.

even traitros have stories worth understanding.

حتی خائنان هم داستان‌هایی برای درک دارند.

the nation condemned the actions of these traitros.

ملت اقدامات این خائنان را محکوم کرد.

our enemies rewarded the traitros handsomely.

دشمنان ما به طرز چشمگیری به خائنان پاداش دادند.

the traitros operated in the shadows of the capital.

خائنان در سایه‌های پایتخت فعالیت می‌کردند.

these traitros posed as loyal citizens for years.

این خائنان سال‌ها به عنوان شهروندان وفادار خود را نشان دادند.

the investigation exposed a network of traitros within the organization.

تحقیقات شبکه‌ای از خائنان را در داخل سازمان نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید