transparence

[ایالات متحده]/trænˈspærəns/
[بریتانیا]/trænˈspɛr.əns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضوح یا شفافیت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

full transparence

شفافیت کامل

financial transparence

شفافیت مالی

operational transparence

شفافیت عملیاتی

transparence policy

سیاست شفافیت

transparence report

گزارش شفافیت

transparence framework

چارچوب شفافیت

transparence standards

استانداردهای شفافیت

transparence initiative

ابتکار عمل شفافیت

transparence measures

اقدامات شفافیت

transparence guidelines

دستورالعمل‌های شفافیت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید