| جمع | trfs |
the company processed a fund trf to our account yesterday.
شرکت روز گذشته یک تراکنش مالی به حساب ما انجام داد.
please complete the bank trf by end of business today.
لطفاً تراکنش بانکی را تا پایان کار امروز کامل کنید.
wire trf is the fastest way to send money internationally.
تراکنش انتقال از طریق سیم کارت سریعترین روش برای ارسال پول به صورت بینالمللی است.
we set up an automatic trf of funds each month.
ما هر ماه یک تراکنش خودکار مالی را تنظیم کردیم.
the data trf was completed successfully overnight.
تراکنش دادهها به درستی شب گذشته انجام شد.
the trf of ownership took place last week.
انتقال مالکیت هفته گذشته انجام شد.
government agencies handle trf payments for social programs.
سازمانهای دولتی پرداختهای تراکنش را برای برنامههای اجتماعی مدیریت میکنند.
she became a trf student at the new university.
او دانشجوی تراکنش در دانشگاه جدید شد.
the technology trf agreement was signed by both parties.
همه دو طرف قرارداد تراکنش فناوری را امضا کردند.
international trf regulations have changed recently.
قوانین تراکنش بینالمللی اخیراً تغییر کردهاند.
the trf process was smoother than expected.
فرآیند تراکنش سلیستر از آنچه انتظار داشتیم بود.
we need to verify the trf details before proceeding.
قبل از ادامه، نیاز داریم تا جزئیات تراکنش را تأیید کنیم.
the bank charges a fee for international trf.
بانک برای تراکنشهای بینالمللی هزینهای دریافت میکند.
the company processed a fund trf to our account yesterday.
شرکت روز گذشته یک تراکنش مالی به حساب ما انجام داد.
please complete the bank trf by end of business today.
لطفاً تراکنش بانکی را تا پایان کار امروز کامل کنید.
wire trf is the fastest way to send money internationally.
تراکنش انتقال از طریق سیم کارت سریعترین روش برای ارسال پول به صورت بینالمللی است.
we set up an automatic trf of funds each month.
ما هر ماه یک تراکنش خودکار مالی را تنظیم کردیم.
the data trf was completed successfully overnight.
تراکنش دادهها به درستی شب گذشته انجام شد.
the trf of ownership took place last week.
انتقال مالکیت هفته گذشته انجام شد.
government agencies handle trf payments for social programs.
سازمانهای دولتی پرداختهای تراکنش را برای برنامههای اجتماعی مدیریت میکنند.
she became a trf student at the new university.
او دانشجوی تراکنش در دانشگاه جدید شد.
the technology trf agreement was signed by both parties.
همه دو طرف قرارداد تراکنش فناوری را امضا کردند.
international trf regulations have changed recently.
قوانین تراکنش بینالمللی اخیراً تغییر کردهاند.
the trf process was smoother than expected.
فرآیند تراکنش سلیستر از آنچه انتظار داشتیم بود.
we need to verify the trf details before proceeding.
قبل از ادامه، نیاز داریم تا جزئیات تراکنش را تأیید کنیم.
the bank charges a fee for international trf.
بانک برای تراکنشهای بینالمللی هزینهای دریافت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید