unemphasized

[ایالات متحده]/ˌʌnˈemfəsaɪzd/
[بریتانیا]/ˌʌnˈemfəsaɪzd/

ترجمه

adj. تاکید نشده؛ بی‌اهمیت ویژه

عبارات و ترکیب‌ها

unemphasized syllable

هجا بدون تأکید

unemphasized vowel

حرف بی‌تأکید

unemphasized word

کلمه بدون تأکید

unemphasized sound

صدای بدون تأکید

unemphasized form

فرم بدون تأکید

unemphasized pronunciation

تلفظ بدون تأکید

unemphasized endings

پسوند‌های بدون تأکید

unemphasized stress

تأکید بدون تأکید

unemphasized tone

لحن بدون تأکید

unemphasized phrase

عبارت بدون تأکید

جملات نمونه

the speaker used an unemphasized tone to keep the discussion calm.

سخنرانی‌کننده از لحنی غیرتاکیدآمیز استفاده کرد تا بحث را آرام نگه دارد.

her unemphasized delivery made the joke land softly rather than sharply.

ارائه غیرتاکیدآمیز او باعث شد شوخی به آرامی فرود بیاید، نه به صورت تند.

in this paragraph, the key idea is left unemphasized to avoid sounding preachy.

در این پاراگراف، ایده اصلی بدون تاکید رها شده است تا از به نظر گفتاری رسیدگی خودداری شود.

the director kept the violence unemphasized so the focus stayed on the characters.

کارگردان خشونت را غیرتاکیدآمیز نگه داشت تا تمرکز روی شخصیت‌ها باقی بماند.

with an unemphasized beat, the drummer supported the melody without overpowering it.

با یک ضرب غیرتاکیدآمیز، نوازنده درام ملودی را بدون غلبه بر آن پشتیبانی کرد.

the editor chose an unemphasized transition to make the scene change feel natural.

ویرایشگر یک انتقال غیرتاکیدآمیز را انتخاب کرد تا تغییر صحنه طبیعی به نظر برسد.

his unemphasized nod signaled agreement without interrupting the meeting.

سر تکان دادن غیرتاکیدآمیز او نشان دهنده موافقت بود بدون اینکه جلسه را مختل کند.

the author kept the romance unemphasized, letting friendship drive the story.

نویسنده رمانتیک را غیرتاکیدآمیز نگه داشت و اجازه داد دوستی داستان را هدایت کند.

the branding uses an unemphasized logo to match the minimalist design.

برندسازی از یک لوگوی غیرتاکیدآمیز برای مطابقت با طراحی مینیمال استفاده می‌کند.

she spoke with an unemphasized accent that blended easily with the local speech.

او با لهجه‌ای غیرتاکیدآمیز صحبت کرد که به راحتی با لهجه محلی ترکیب می‌شد.

the teacher kept the criticism unemphasized, praising effort more than mistakes.

معلم انتقاد را غیرتاکیدآمیز نگه داشت و بیشتر از اشتباهات، تلاش را تحسین کرد.

the camerawork keeps the background unemphasized so the subject stands out.

فیلمبرداری پس‌زمینه را غیرتاکیدآمیز نگه می‌دارد تا سوژه جلوه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید