unseparable

[ایالات متحده]/ʌnˈsepərəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈsepərəbl/

ترجمه

adj. قابل جداسازی یا تقسیم از چیز دیگری نیست؛ غیرقابل تقسیم
n. چیزها یا افرادی که نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد یا تقسیم نمود

عبارات و ترکیب‌ها

unseparable friends

دوستان غیرقابل جدا شدن

unseparable bond

پیوند غیرقابل جدا شدن

unseparable companions

همراهان غیرقابل جدا شدن

unseparable duo

دو نفره غیرقابل جدا شدن

unseparable pair

جفت غیرقابل جدا شدن

seemed unseparable

غیرقابل جدا شدن به نظر می رسید

become unseparable

غیرقابل جدا شدن شوند

unseparable from

غیرقابل جدا شدن از

were unseparable

غیرقابل جدا شدن بودند

unseparable connection

ارتباط غیرقابل جدا شدن

جملات نمونه

the inseparable friends have known each other since kindergarten.

دوستان غیرقابل جدا شدن از دوران پیش‌دبستانی همدیگر را می‌شناسند.

they formed an inseparable bond during their time at university.

آنها پیوندی غیرقابل جدا شدن در طول مدت تحصیل خود در دانشگاه ایجاد کردند.

the twins are inseparable and do everything together.

دوقلوها غیرقابل جدا شدن هستند و همه کارها را با هم انجام می‌دهند.

their connection is truly inseparable, transcending distance and time.

ارتباط آنها واقعاً غیرقابل جدا شدن است و ازفاصله و زمان فراتر می‌رود.

she became inseparable from her childhood teddy bear.

او از خرس عروسکی دوران کودکی خود جدا نشد.

the inseparable companions traveled the world together.

همراهان غیرقابل جدا شدن با هم در سراسر جهان سفر کردند.

business partners must maintain an inseparable relationship to succeed.

برای موفقیت، شرکای تجاری باید یک رابطه غیرقابل جدا شدن را حفظ کنند.

music and dance create an inseparable combination in their performances.

موسیقی و رقص ترکیبی غیرقابل جدا شدن را در اجراهای خود ایجاد می‌کنند.

the inseparable unity of the team led them to victory.

وحدت غیرقابل جدا شدن تیم آنها را به پیروزی رساند.

working together, they proved to be an inseparable pair.

با همکاری، آنها ثابت کردند که یک زوج غیرقابل جدا شدن هستند.

the inseparable companionship between the two dogs was touching to watch.

همراهی غیرقابل جدا شدن بین دو سگ بسیار دلنشین بود.

their friendship remained inseparable despite many challenges.

دوستی آنها با وجود چالش‌های فراوان غیرقابل جدا نشد.

the two brands have become inseparable in the minds of consumers.

دو برند در ذهن مصرف‌کنندگان غیرقابل جدا شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید