unsheath

[ایالات متحده]/[ˈʌnʃiːθ]/
[بریتانیا]/[ˈʌnʃiːθ]/

ترجمه

v. برداشتن (یک تیغ، چاقو و غیره) از در کیف آن؛ نشان دادن یا آشکار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

unsheath the sword

تیغ را بیرون بیاور

unsheathed blade

تیغ بیرون آمده

unsheathing quickly

سریع تیغ بیرون بیاور

unsheath weapon

سلاح را بیرون بیاور

unsheathed hand

دست بیرون آمده

unsheathed steel

فولاد بیرون آمده

unsheathed form

شکل بیرون آمده

unsheath now

همین حالا بیرون بیاور

unsheathed power

قدرت بیرون آمده

unsheath carefully

دقت کن و بیرون بیاور

جملات نمونه

the knight unsheathed his sword, ready for battle.

آمر نیز تیغ خود را کشید و آماده جنگ شد.

he nervously unsheathed the ancient dagger.

او با نگرانی تیغ قدیمی را کشید.

she unsheathed her talent for writing poetry.

او توانایی خود را در نوشتن شعر کشید.

the hero unsheathed his courage in the face of danger.

герой در برابر خطر جرات خود را کشید.

the warrior unsheathed his axe with a mighty roar.

جنگجو با یک نفره قوی تیغ خود را کشید.

the company unsheathed a new marketing strategy.

شرکت یک استراتژی بازاریابی جدید را کشید.

he unsheathed a plan to save the failing business.

او یک برنامه برای نجات کسب و کار ناکام را کشید.

the general unsheathed a detailed battle plan.

ژنرال یک برنامه جنگی جزئیات‌پر را کشید.

she unsheathed her wit to diffuse the tension.

او با استفاده از هوش خود تنش را کاهش داد.

the artist unsheathed a new style of painting.

هنرمند یک سبک جدید نقاشی را کشید.

the politician unsheathed a controversial proposal.

سیاستمدار یک پیشنهاد متنازعه را کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید