| شکل سوم شخص مفرد | unstrings |
| زمان گذشته | unstrung |
| قسمت سوم فعل | unstrung |
| صفت یا فعل حال استمراری | unstringing |
unstring the line
باز کردن سیم
unstring the bow
باز کردن کمان
unstring the guitar
باز کردن سیم گیتار
unstring the yarn
باز کردن نخ
unstring the thread
باز کردن کاموا
unstring the cord
باز کردن سیم
unstring the rope
باز کردن طناب
unstring the beads
باز کردن مهرهها
unstring the net
باز کردن تور
unstring the fabric
باز کردن پارچه
we need to unstring the guitar before packing it.
ما باید گیتار را قبل از بستهبندی آن از سیم جدا کنیم.
he decided to unstring the old lights for safety.
او تصمیم گرفت به دلیل ایمنی لامپهای قدیمی را از سیم جدا کند.
can you unstring the beads for me?
میتوانید برای من مهرهها را از سیم جدا کنید؟
it's time to unstring the kite after a long day of flying.
وقت آن است که بادبادک را بعد از یک روز طولانی پرواز از سیم جدا کنیم.
she had to unstring the fishing line to fix the reel.
او مجبور شد برای تعمیر چرخ ماهیگیری نخ ماهیگیری را از سیم جدا کند.
after the performance, they will unstring the instruments.
بعد از اجرا، آنها سازها را از سیم جدا خواهند کرد.
he learned how to unstring the bow correctly.
او یاد گرفت که چگونه کمان را به درستی از سیم جدا کند.
don't forget to unstring the decorations after the party.
فراموش نکنید که پس از مهمانی تزئینات را از سیم جدا کنید.
they will unstring the old curtains for washing.
آنها پردههای قدیمی را برای شستشو از سیم جدا خواهند کرد.
before storing the equipment, make sure to unstring everything.
قبل از نگهداری تجهیزات، مطمئن شوید که همه چیز را از سیم جدا کنید.
unstring the line
باز کردن سیم
unstring the bow
باز کردن کمان
unstring the guitar
باز کردن سیم گیتار
unstring the yarn
باز کردن نخ
unstring the thread
باز کردن کاموا
unstring the cord
باز کردن سیم
unstring the rope
باز کردن طناب
unstring the beads
باز کردن مهرهها
unstring the net
باز کردن تور
unstring the fabric
باز کردن پارچه
we need to unstring the guitar before packing it.
ما باید گیتار را قبل از بستهبندی آن از سیم جدا کنیم.
he decided to unstring the old lights for safety.
او تصمیم گرفت به دلیل ایمنی لامپهای قدیمی را از سیم جدا کند.
can you unstring the beads for me?
میتوانید برای من مهرهها را از سیم جدا کنید؟
it's time to unstring the kite after a long day of flying.
وقت آن است که بادبادک را بعد از یک روز طولانی پرواز از سیم جدا کنیم.
she had to unstring the fishing line to fix the reel.
او مجبور شد برای تعمیر چرخ ماهیگیری نخ ماهیگیری را از سیم جدا کند.
after the performance, they will unstring the instruments.
بعد از اجرا، آنها سازها را از سیم جدا خواهند کرد.
he learned how to unstring the bow correctly.
او یاد گرفت که چگونه کمان را به درستی از سیم جدا کند.
don't forget to unstring the decorations after the party.
فراموش نکنید که پس از مهمانی تزئینات را از سیم جدا کنید.
they will unstring the old curtains for washing.
آنها پردههای قدیمی را برای شستشو از سیم جدا خواهند کرد.
before storing the equipment, make sure to unstring everything.
قبل از نگهداری تجهیزات، مطمئن شوید که همه چیز را از سیم جدا کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید