unthread conversation
گفتگوی باز کردن
unthread message
پیام باز کردن
unthread discussion
بحث باز کردن
unthread topic
موضوع باز کردن
unthread reply
پاسخ باز کردن
unthread chat
چت باز کردن
unthread thread
نخ باز کردن
unthread post
پست باز کردن
unthread email
ایمیل باز کردن
unthread content
محتوا باز کردن
he decided to unthread the old carpet from the floor.
او تصمیم گرفت فرش قدیمی را از روی زمین جدا کند.
she carefully unthreaded the needle to fix her dress.
او با دقت سوزن را از نخ جدا کرد تا لباسش را تعمیر کند.
after the meeting, we had to unthread the discussions to summarize.
بعد از جلسه، ما مجبور شدیم بحثها را جدا کنیم تا خلاصه کنیم.
the technician will unthread the wires for maintenance.
تکنسین سیمها را برای تعمیرات جدا خواهد کرد.
can you unthread the message to find the main point?
آیا می توانید پیام را جدا کنید تا به نکته اصلی برسید؟
they need to unthread the project plan to identify issues.
آنها باید طرح پروژه را جدا کنند تا مشکلات را شناسایی کنند.
before recycling, please unthread the plastic from the metal.
قبل از بازیافت، لطفاً پلاستیک را از فلز جدا کنید.
he tried to unthread his thoughts before writing.
او سعی کرد قبل از نوشتن افکار خود را جدا کند.
she had to unthread the old data to analyze the trends.
او مجبور شد داده های قدیمی را جدا کند تا روندها را تجزیه و تحلیل کند.
the artist decided to unthread the fabric for a new design.
هنرمند تصمیم گرفت پارچه را برای یک طرح جدید جدا کند.
unthread conversation
گفتگوی باز کردن
unthread message
پیام باز کردن
unthread discussion
بحث باز کردن
unthread topic
موضوع باز کردن
unthread reply
پاسخ باز کردن
unthread chat
چت باز کردن
unthread thread
نخ باز کردن
unthread post
پست باز کردن
unthread email
ایمیل باز کردن
unthread content
محتوا باز کردن
he decided to unthread the old carpet from the floor.
او تصمیم گرفت فرش قدیمی را از روی زمین جدا کند.
she carefully unthreaded the needle to fix her dress.
او با دقت سوزن را از نخ جدا کرد تا لباسش را تعمیر کند.
after the meeting, we had to unthread the discussions to summarize.
بعد از جلسه، ما مجبور شدیم بحثها را جدا کنیم تا خلاصه کنیم.
the technician will unthread the wires for maintenance.
تکنسین سیمها را برای تعمیرات جدا خواهد کرد.
can you unthread the message to find the main point?
آیا می توانید پیام را جدا کنید تا به نکته اصلی برسید؟
they need to unthread the project plan to identify issues.
آنها باید طرح پروژه را جدا کنند تا مشکلات را شناسایی کنند.
before recycling, please unthread the plastic from the metal.
قبل از بازیافت، لطفاً پلاستیک را از فلز جدا کنید.
he tried to unthread his thoughts before writing.
او سعی کرد قبل از نوشتن افکار خود را جدا کند.
she had to unthread the old data to analyze the trends.
او مجبور شد داده های قدیمی را جدا کند تا روندها را تجزیه و تحلیل کند.
the artist decided to unthread the fabric for a new design.
هنرمند تصمیم گرفت پارچه را برای یک طرح جدید جدا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید