upcasts

[ایالات متحده]/ˈʌp.kɑːst/
[بریتانیا]/ˈʌp.kæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرتاب به سمت بالا یا چیزی که به سمت بالا پرتاب شده است؛ جریان هوای صعودی یا منفذ
adj. پرتاب شده یا هدایت شده به سمت بالا

عبارات و ترکیب‌ها

upcast shadow

سایه رو به بالا

upcast beam

اشعه رو به بالا

upcast gaze

نگاه رو به بالا

upcast voice

صدای رو به بالا

upcast glance

نگاه گذرا رو به بالا

upcast hand

دست رو به بالا

upcast look

نگاه رو به بالا

upcast light

نور رو به بالا

upcast smile

لبخند رو به بالا

upcast thought

فکر رو به بالا

جملات نمونه

we can upcast the integer to a float for more precision.

ما می‌توانیم عدد صحیح را به شناور ارتقا دهیم تا دقت بیشتری داشته باشیم.

in programming, upcasting is often necessary for polymorphism.

در برنامه‌نویسی، ارتقا نوع اغلب برای چندریختی ضروری است.

he decided to upcast the variable to avoid type errors.

او تصمیم گرفت متغیر را ارتقا دهد تا از خطاهای نوع جلوگیری کند.

upcasting can simplify the code in object-oriented programming.

ارتقا نوع می‌تواند کد را در برنامه‌نویسی شیء‌گرا ساده کند.

it's important to understand when to upcast in your code.

درک زمان ارتقا نوع در کد شما مهم است.

sometimes, upcasting can lead to unexpected behavior.

گاهی اوقات، ارتقا نوع می‌تواند منجر به رفتاری غیرمنتظره شود.

when dealing with different data types, upcasting is useful.

هنگام برخورد با انواع داده‌های مختلف، ارتقا نوع مفید است.

she used upcasting to treat subclasses as their parent class.

او از ارتقا نوع برای رفتار با زیرکلاس‌ها به عنوان کلاس والد خود استفاده کرد.

the compiler automatically handles upcasting in many cases.

کامپایلر به طور خودکار در بسیاری از موارد از ارتقا نوع مدیریت می‌کند.

upcasting is a common practice in java programming.

ارتقا نوع یک عمل رایج در برنامه‌نویسی جاوا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید