variate

[ایالات متحده]/ˈveə.ri.eɪt/
[بریتانیا]/ˈver.i.eɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متغیر یا مقدار که ممکن است تغییر کند؛ یک نمونه از تغییر یا تنوع

عبارات و ترکیب‌ها

variate analysis

تجزیه و تحلیل متغیر

random variate

متغیر تصادفی

variate distribution

توزیع متغیر

variate selection

انتخاب متغیر

variate function

تابع متغیر

variate model

مدل متغیر

variate coefficient

ضریب متغیر

variate parameter

پارامتر متغیر

variate range

محدوده متغیر

variate type

نوع متغیر

جملات نمونه

researchers often variate their methods to improve results.

محققان اغلب روش‌های خود را برای بهبود نتایج تغییر می‌دهند.

in statistics, we can variate the sample size to see different outcomes.

در آمار، می‌توانیم اندازه نمونه را تغییر دهیم تا نتایج مختلفی ببینیم.

to understand the phenomenon better, we need to variate the conditions.

برای درک بهتر پدیده، باید شرایط را تغییر دهیم.

it's important to variate your diet for better health.

برای سلامتی بهتر، تغییر رژیم غذایی شما مهم است.

the artist decided to variate her style for the new exhibition.

هنرمند تصمیم گرفت سبک خود را برای نمایشگاه جدید تغییر دهد.

when testing products, companies often variate the features.

هنگام آزمایش محصولات، شرکت‌ها اغلب ویژگی‌ها را تغییر می‌دهند.

to keep the audience engaged, the speaker will variate his tone.

برای حفظ علاقه مخاطبان، سخنران لحن خود را تغییر خواهد داد.

in programming, we might variate the parameters to optimize performance.

در برنامه‌نویسی، ممکن است پارامترها را تغییر دهیم تا عملکرد را بهینه‌سازی کنیم.

the chef likes to variate the ingredients in her recipes.

آشپز دوست دارد مواد لازم را در دستورالعمل‌های خود تغییر دهد.

to explore different scenarios, we should variate the variables.

برای بررسی سناریوهای مختلف، باید متغیرها را تغییر دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید