vaticinate

[ایالات متحده]/ˈvætɪsɪneɪt/
[بریتانیا]/ˈvætɪsɪneɪt/

ترجمه

v. پیش بینی کردن یا پیشگویی کردن؛ پیشگویی کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردvaticinates
صفت یا فعل حال استمراریvaticinating
زمان گذشتهvaticinated
قسمت سوم فعلvaticinated

عبارات و ترکیب‌ها

vaticinate outcomes

پیش‌بینی نتایج

vaticinate events

پیش‌بینی رویدادها

vaticinate future

پیش‌بینی آینده

vaticinate doom

پیش‌بینی سرنوشت محتوم

vaticinate fate

پیش‌بینی سرنوشت

vaticinate change

پیش‌بینی تغییر

vaticinate success

پیش‌بینی موفقیت

vaticinate disaster

پیش‌بینی فاجعه

vaticinate truth

پیش‌بینی حقیقت

vaticinate peace

پیش‌بینی صلح

جملات نمونه

the oracle was known to vaticinate about future events.

پیشگویی در مورد وقایع آینده برای اوراکل شناخته شده بود.

many scientists vaticinate the impact of climate change.

بسیاری از دانشمندان تأثیر تغییرات آب و هوایی را پیش بینی می کنند.

he claimed to vaticinate the outcome of the election.

او ادعا کرد که نتیجه انتخابات را پیش بینی می کند.

some people vaticinate doom and gloom for the economy.

برخی افراد پیش بینی می کنند که برای اقتصاد بد و ناامید کننده خواهد بود.

the poet often vaticinates about love and loss.

شاعر اغلب در مورد عشق و از دست دادن پیش بینی می کند.

she vaticinated that peace would soon return to the region.

او پیش بینی کرد که صلح به زودی به منطقه باز خواهد گشت.

historically, many have tried to vaticinate the stock market.

در طول تاریخ، بسیاری سعی کرده اند بازار سهام را پیش بینی کنند.

he loved to vaticinate about the future of technology.

او عاشق پیش بینی در مورد آینده فناوری بود.

some fortune tellers claim they can vaticinate your fate.

برخی از فالگیرها ادعا می کنند که می توانند سرنوشت شما را پیش بینی کنند.

writers often vaticinate about societal changes.

نویسندگان اغلب در مورد تغییرات اجتماعی پیش بینی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید