villanies

[ایالات متحده]/ˈvɪləniz/
[بریتانیا]/ˈvɪləniz/

ترجمه

n. جمع villainy؛ رفتار بد یا جنایی.

جملات نمونه

the king exposed the count's secret villanies.

پادشاه رازهای بی‌پشимانی شمارنده را آشکار کرد.

history records the darkest villanies of that era.

تاریخ بی‌پشимانی‌های تاریک آن دوره را ثبت کرده است.

the detective uncovered countless villanies committed by the gang.

دétektیف بی‌شماری از بی‌پشимانی‌هایی که گروه انجام داده بود، را کشف کرد.

she vowed to punish all the villanies done to her family.

او قسم خورده بود که تمام بی‌پشимانی‌هایی که به خانواده‌اش انجام شده را مجازات کند.

the villain's villanies knew no bounds.

بی‌پشимانی‌های شرور از حد و هدف فراتر رفته بود.

we must stand against such heinous villanies.

ما باید در برابر چنین بی‌پشимانی‌های شدیدی ایستادگی کنیم.

the court documented every one of his villanies.

دیوان تمامی بی‌پشимانی‌های او را ثبت کرد.

legends speak of the hero who stopped the tyrant's villanies.

اسانات از هرودی سخن می‌گویند که بی‌پشيمانی‌های دiktاتور را متوقف کرد.

his villanies finally caught up with him.

بی‌پشيمانی‌های او در نهایت او را دوید.

the villagers whispered about the stranger's past villanies.

مردم روستا درباره بی‌پشيمانی‌های گذشته گویی غریب گپ می‌زدند.

only time will reveal all the political villanies.

فقط زمان تمام بی‌پشيمانی‌های سیاسی را آشکار خواهد کرد.

the chronicles are filled with tales of their wicked villanies.

روایات از بی‌پشيمانی‌های شرور آن‌ها پر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید