vis-a-vis

[ایالات متحده]/ˌviːz ə ˈviː/
[بریتانیا]/ˌviːz ə ˈviː/

ترجمه

prep. روبرو؛ در ارتباط با؛ در مقایسه با
adv. رو در رو؛ مقابل
n. شخصی روبروی شخص دیگر؛ نیمکتی برای دو نفری که رو در رو می‌نشینند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

vis-a-vis relationship

رو در رو

vis-a-vis with

رو در رو با

vis-a-vis each other

در برابر یکدیگر

vis-a-vis situation

وضعیت رو در رو

vis-a-vis comparison

مقایسه رو در رو

vis-a-vis analysis

تحلیل رو در رو

vis-a-vis perspective

دیدگاه رو در رو

vis-a-vis terms

اصطلاحات رو در رو

vis-a-vis manner

روش رو در رو

جملات نمونه

the restaurant offered a charming setting, with tables vis-a-vis the bustling market square.

رستوران فضایی دلنشین ارائه می‌داد، با میزهایی روبروی میدان شلوغ بازار.

we found ourselves vis-a-vis a complex legal challenge, requiring expert advice.

ما خود را در مقابل یک چالش حقوقی پیچیده یافتیم که نیاز به مشاوره تخصصی داشت.

the two companies were vis-a-vis in the market, constantly competing for customers.

دو شرکت در بازار در مقابل یکدیگر بودند و دائماً برای مشتریان رقابت می‌کردند.

the negotiators sat vis-a-vis each other across the long conference table.

مذاکره‌کنندگان روبروی یکدیگر در طول میز کنفرانس طولانی نشستند.

the hotel room had a balcony vis-a-vis the stunning mountain view.

اتاق هتل دارای بالکنی روبروی منظره کوهستان خیره‌کننده بود.

the project manager found herself vis-a-vis a difficult decision regarding resource allocation.

مدیر پروژه خود را در مقابل یک تصمیم دشوار در مورد تخصیص منابع یافت.

the two countries have a long history, often finding themselves vis-a-vis on international issues.

این دو کشور سابقه طولانی دارند و اغلب در مسائل بین‌المللی در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند.

the artist arranged the sculptures vis-a-vis each other to create a dynamic visual effect.

هنرمند مجسمه‌ها را در مقابل یکدیگر قرار داد تا جلوه‌ای بصری پویا ایجاد کند.

the couple enjoyed sitting vis-a-vis at the cafe, watching people pass by.

زوج از نشستن روبروی هم در کافه و تماشای عبور مردم لذت بردند.

the two departments were placed vis-a-vis within the organization to improve communication.

دو بخش در داخل سازمان در مقابل یکدیگر قرار گرفتند تا ارتباطات را بهبود بخشند.

the speaker positioned herself vis-a-vis the audience to foster a sense of connection.

سخنرانی خود را در مقابل مخاطبان قرار داد تا حس ارتباط را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید