voyce

[ایالات متحده]/vɔɪs/
[بریتانیا]/vɔɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشتن غیرمعمول یا نوعی از "voice"؛ در دیالکت یا استفاده غیرمعمول ظاهر می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعvoyces

جملات نمونه

she has a beautiful singing voice.

آواز خواندن او زیباست.

the voice of reason prevailed in the debate.

آواز عقل در بحث غلبه کرد.

he left a voice mail for his colleague.

او یک پیام صوتی برای همکارش گذاشته بود.

the voice assistant responded to my command.

کمک آوازی به دستور من پاسخ داد.

she lowered her voice when entering the library.

او وقتی وارد کتابخانه شد آوازش را پایین آورد.

the voice actor gave an impressive performance.

بازیگر آوازی یک عملکرد عالی ارائه داد.

voice recognition technology has improved significantly.

فناوری تشخیص آواز به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

he needs voice training to become a better speaker.

او نیاز به آموزش آواز دارد تا به یک سخنران بهتر تبدیل شود.

the voice quality was poor during the call.

کیفیت آواز در حین تماس ضعیف بود.

voice projection is an important skill for performers.

پروژکشن آواز یک مهارت مهم برای اجرا کنندگان است.

she heard a strange voice in the hallway.

او یک آواز عجیب در راهرو شنید.

voice chat allows real-time communication online.

چت آوازی ارتباط زنده آنلاین را امکان پذیر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید