voyces

[ایالات متحده]/vɔɪsɪz/
[بریتانیا]/vɔɪsɪz/

ترجمه

n. جنگی؛ بزدل؛ خبّال‌گر؛ بزدل‌پیکر

جملات نمونه

the raised voyces echoed through the ancient hall.

صداهای بلند در سالن قدیمی تکان داده شدند.

soft voyces whispered secrets in the darkness.

صداهای نرم در تاریکی سرّها را می‌گفتند.

angry voyces filled the contentious meeting room.

صداهای خشم‌آمیز اتاق جلسه متنازع را پر کردند.

the quiet voyces of wisdom often go unheard.

صداهای آرام حکمت اغلب گوش داده نمی‌شوند.

multiple voyces blended into a harmonious chorus.

چندین صدای متفاوت به یک گروه هم‌خوان تبدیل شدند.

diverse voyces enriched the democratic debate.

صداهای متنوع بحث دموکراتیک را غنی‌تر کردند.

sad voyces mourned the loss of their leader.

صداهای غمگین از زیان رهبر خود اندوهگین بودند.

the voyces from the past haunted the crumbling ruins.

صداهای گذشته از خانه‌های شکسته‌شده می‌ترسیدند.

courageous voyces spoke truth to power.

صداهای جرّا واقعیت را به قدرت گفتند.

opposing voyces created tension in the negotiation.

صداهای مخالف در مذاکره تنش ایجاد کردند.

the voyces of children echoed through the schoolyard.

صداهای کودکان در فضای مدرسه تکان داده شدند.

many voyces called out but none answered.

بیشمار صداها فریاد زدند اما هیچ کس پاسخ نداد.

two distinct voyces argued throughout the night.

دو صدای متمایز در طول شب می‌کرده‌اند.

the united voyces demanded justice for all.

صداهای یکپارچه عدالت برای همه را خواستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید