walkaway

[ایالات متحده]/wɔːkəweɪ/
[بریتانیا]/wɔːkəweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیروزی آسان؛ یک فراری عابر پیاده
Word Forms
جمعwalkaways

عبارات و ترکیب‌ها

walkaway deal

توافق ترک میدان

walkaway price

قیمت ترک میدان

walkaway moment

لحظه ترک میدان

walkaway policy

سیاست ترک میدان

walkaway clause

ماده ترک میدان

walkaway strategy

استراتژی ترک میدان

walkaway option

گزینه ترک میدان

walkaway agreement

توافق ترک میدان

walkaway threat

تهدید ترک میدان

walkaway point

نقطه ترک میدان

جملات نمونه

sometimes, you just need to take a walkaway from the situation.

گاهی اوقات، شما فقط باید از موقعیت دور شوید.

his walkaway from the project surprised everyone.

ترک کردن پروژه توسط او همه را شگفت زده کرد.

she decided to walkaway after the argument.

او تصمیم گرفت بعد از بحث، آنجا را ترک کند.

a walkaway can be a sign of maturity.

ترک کردن می‌تواند نشانه‌ای از بلوغ باشد.

it's important to know when to walkaway from toxic relationships.

دانستن چه زمانی باید از روابط سمی جدا شوید مهم است.

he took a walkaway to clear his mind.

او برای آرام کردن ذهن خود، آنجا را ترک کرد.

she felt empowered after her walkaway from the job.

او بعد از ترک کردن شغلش احساس قدرت کرد.

his walkaway attitude impressed his friends.

نگاه بی‌خیال او دوستانش را تحت تاثیر قرار داد.

learning to walkaway is a valuable life skill.

یادگیری ترک کردن یک مهارت ارزشمند در زندگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید